دکتر علی اصغر آخوندی

دکتر علی اصغر آخوندی
طبقه بندی موضوعی

فاصله، جوهر اعجاز

جمعه, ۲۴ آبان ۱۳۹۸، ۰۷:۵۵ ب.ظ

1- مقدمه

   فاصله پدیده‌ای قرآنی است که گرچه برخی (زرکشی، 1: 149؛ سیوطی, 1408, 2: 266) در تعریف، آن را به قافیه‌ی شعر و یا قرینه‌ی سجع تشبیه کرده‌اند اما به اعتقاد برخی دیگر از سخن‌شناسان (کوّاز, 314؛ خطیب, 2: 215؛ ابوزید, 351) همین پدیده باعث امتیاز و جدا شدن قرآن از نثر و شعر می‌شود و نحوه‌ای از کلام جدید به وجود می‌آید که البته منحصر به فرد و غیر قابل تقلید است.

   کلام عربی را قبل از نزول قرآن متشکل از دو نوعِ نظم و نثر می‌دانسته‌اند، اما بعد از نزول قرآن، کلام عربی به سه نوع تقسیم شد: شعر، نثر و قرآن. دانشمندان این سبک و اسلوب را که قرآن آورده و برای آن نه قبل و نه بعد از نزول نمی‌توان نظیری یافت معجزه می‌خوانند؛ چرا که عادت عرب را نقض کرده و سخنی آورده خارج از آنچه برای‌شان شناخته و مألوف بود و این خود نشان معجزه است.

   قطعاً یکی از عواملی که در خارج شدن کلام قرآن از عادت مألوف و شناخته شده عرب، نقش اساسی دارد پدیده فاصله است. ازین رو باید همانند گذشتگان این پدیده را وجهی از اعجاز به حساب آورد.

  قبل از ورود به بحث اصلی، ابتدا باید مفهوم فاصله را روشن ساخت و آنگاه پیشینه آن را در کلام بزرگانی که از اعجاز سخن گفته‌اند معلوم نمود و سپس به دلایل این اعجاز پرداخت و جنبه‌های اعجاز فاصله را نیز کاوید.

1-1- مفهوم شناسی

   1-1-1- معنای لغوی فاصله

   کلمه فاصله اسم فاعل از ریشه «فصل» به معنای چیزی است که با جداسازی دو قسمت از یکدیگر باعث تمییز دادن و آشکار شدن آنها می‌گردد. همانگونه که فیروزآبادی (1: 1042) گفته است: «الفصل، دیوار بین دو چیز است و محل به هم پیوستگی دو استخوان از بدن مَفصل است. «الفاصلة» مهره‌ای است که بین دو مهره دیگر در یک رشته قرار می‌گیرد و نظم موجود را از هم جدا می‌سازد» (ر.ک: فراهیدی, 7: 126؛ ابن فارس, 4: 505؛ ابن منظور, 11: 521؛ ازهری, 30: 163؛ ابن سیده, 8: 329).

1-1-2- معنای اصطلاحی فاصله

   تعاریف زیادی در معنای اصطلاحی فاصله وجود دارد. برخی آن را حروف همگون پایان آیات دانسته‌اند که باعث فهم بهتر معنا می‌شود (رمّانی، 97؛ باقلانی, 61)، برخی دیگر (راغب اصفهانی، 395؛ ابن منظور, 11: 524) به اواخر آیات فاصله گفته‌اند، بی‌آنکه مشخص سازند منظور حرف، واژه یا جمله آخر آیه است. زرکشی (1: 149) و سیوطی (بی‌تا, 2: 266) فاصله را کلمه آخر آیه مانند قافیه در شعر و سجع در نثر معرفی می‌کنند. همچنین گفته شده: «فاصله توافق حروف پایانی آیات در حروف روی یا وزن است» (حسناوی, 29).

   این تعاریف گرچه در نوع خود صحیح است اما جامع و مانع نیست. از این رو با توجه به بررسی‌های صورت گرفته در منابعی که به این موضوع پرداخته‌اند، براین باوریم که می‌توان تعریفی دقیق‌تر ارائه کرد:

   «فاصله دارای دو جنبه صوتی و دلالی است. از جنبه صوتی، فاصله، حروف و کلمه پایانی آیه است که به آیات یک سوره نظم و آهنگی خاص می‌بخشد. و از جنبه دلالی، عبارت و جمله پایانی و مستقل برخی آیات است که دارای اهدافی خاص بوده و با مفاد و محتوای آیه خود ارتباط معنایی وثیقی دارد» (آخوندی 1394, 21؛ همچنین ر.ک: آخوندی 1395, 81-96).

 

1-2- وجه نامگذاری فاصله

   یکی از نکات مهم درباره فاصله، وجه نامگذاری آن است. چرا با توجه به اینکه عرب قبل از نزول قرآن با سجع و قافیه آشنایی داشت با این حال فرجام آیات، با این دو واژه شهرت نیافت؟ دلیل نامگذاری فاصله چیست؟

   در پاسخ به این سوال باید گفت، پایان آیات را بدان دلیل فاصله نامیده‌اند که میان دو کلام فاصله و جدایی ایجاد می‌کند. به گونه‌ای که با فاصله، آیه از ما بعدش جدا می‌شود و گویا دانشمندان اسلامی این اصطلاح را از قول خدای تعالی «کِتَابٌ أُحْکِمَتْ آیَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ حَکِیمٍ خَبِیرٍ» (هود،1) و «کِتَابٌ فُصِّلَتْ آیَاتُهُ» (فصّلت،3) اقتباس کرده‌اند. همچنین سعی شده به دلیل شرافت و عظمت قرآن اصطلاحاتی انتخاب شود که بین مردم رایج نبوده و در نثر و نظم عربی نیز استعمال نمی‌شده است. به همین جهت از اصطلاحات رایجی مانند «قافیه» و «سجع» استفاده نشده و به جای آن عنوان فاصله به کار رفته است (ر.ک: زرکشی، 1: 154؛ سیوطی, بی‌تا، 2: 268؛ 1408، 1: 25؛ لاشین، 6؛ حبیشی، 99؛ یاسوف، 460).

   همچنین گفته شده است از آنجا که خدای تعالی شعر را از پیامبرش و قرآن (یس، 69؛ حاقه، 41) سلب کرده واژه قافیه نیز نباید برای قرآن استعمال شود. در مقابل از استعمال اصطلاح فاصله نیز برای شعر منع شده است؛ چون این صفت فقط برای کتاب خداست (سیوطی, 1408، 1: 25؛ لاشین، 6؛ مکی، 3: 497؛ خالدی، 320).

 

1-3- پیشینه فاصله به عنوان یکی از وجوه اعجاز قرآن

   دانشمندانی که درباره اعجاز قرآن سخن گفته‌اند در تعداد وجوه اعجاز و تحدی قرآن اختلاف نظر داشته و هر کدام وجوهی را برشمرده‌اند؛ اما بسیاری از آنان به «فاصله» به عنوان یکی از وجوه، یا جزئی از یک وجه نگریسته‌اند. در اینجا به برخی از آنان اشاره می‌شود:

   ابوالحسن علی بن عیسی رمّانی (م384 هـ)؛ در «النکت فی اعجاز القرآن» (98) بلاغت را وجهی مهم در اعجاز قرآن دانسته و آن را ده قسم شمرده، آنگاه پنجمین قسم آن را فواصل برمی‌شمارد. او اولین کسی است که به صورت رسمی و مفصل به فواصل پرداخته و آن را تعریف و تقسیم‌بندی کرده و حد و مرز آن را با سجع روشن ساخته است. اصطلاح فاصله با قلم رمّانی این توانایی را می‌یابد که بر ساق‌های خود استوار گردد، ریشه‌های خود را بپروراند و شاخ و برگش را بر کتاب‌ها بگستراند و برای خود حد و مرزی برقرار ساخته و به تدریج فصلی تنومند در عرصه مباحثات اعجازی، بلاغی و علوم قرآنی گردد.

   ایشان درباره جنبه اعجاز فواصل می‌نویسد: «فواصل قرآن تمامش بلاغت و حکمت و زیبایی است؛ چرا که راهی برای فهم معانی و نیکویی در مبانی است. و قرآن به وسیله آن به حدّ اعجازِ بالاتر از حدّ شگفتی و اعجاب رسیده است».

قاضی ابوبکر محمد بن طیب باقلانی(م403 هـ)؛ با تألیف «اعجاز القرآن» (57) نقش مهمی در مباحث اعجاز ایفا کرده است به گونه‌ای که تمام کسانی که بعد از او آمدند و در این رابطه حرفی زدند، نگاهی به سخنان او داشته‌اند. باقلانی اشعری در این کتاب مانند رمانی معتزلی و البته مفصل‌تر از او به بحث فواصل پرداخته است.

قاضی عیاض بن موسی یحصبی(476-544ق)؛ در کتاب «الشفاء بتعریف حقوق المصطفی» (1: 511) در دومین وجه اعجاز قرآن از مقاطع آیات و فواصل آن سخن به میان آورده و آن را جزئی از صورت نظم عجیب و اسلوب غریبش بیان کرده که مخالف اسلوب‌های سخن و روش‌های نظم و نثر عرب بود که به آن خو گرفته بودند. چیزی که قبل و بعد آن نظیری برایش یافت نشده است.

   جلال الدین عبدالرحمن سیوطی(م911هـ)؛ در کتاب «معترک الاقران فی اعجاز القرآن» (1408, 1: 23) فواصل را به عنوان سومین وجه اعجاز ذکر کرده و سخن قاضی عیاض را با اضافاتی آورده و سپس سخن را درباره آن و انواع و اقسامش ادامه می‌دهد.

   مصطفی صادق رافعی (1937م)؛ در دو کتاب خود یعنی «اعجاز القرآن و بلاغة النبویة» (1425، 158) و «تاریخ آداب العرب» (بی‌تا, 2: 132) فواصل و نقش آن در اعجاز قرآن را از نظر دور نداشته است. یکی از موارد اهتمام او عبارت است از تناسب صداها در فواصل و به روش تطبیقی آشکار می‌سازد که چگونه صداها و حرکات در نظم قرآنی با یکدیگر تناسب دارند و چگونه هر عنصر از این عناصر وظیفه خاصی در لحن موسیقی و آواهای آن ایفا می‌کند.

   عایشه عبدالرحمن بنت الشاطی (1998م)؛ در کتاب «اعجاز البیانی للقرآن و مسائل نافع بن ازرق» (25) در بخشی با عنوان «السجع و رعایة الفواصل» تاریخچه‌ای از مسائل فواصل و سجع و نویسندگانی که در این زمینه مطلبی نگاشته‌اند را بیان کرده و همچنین نمونه‌هایی از آنچه فراء و کسانی که مثل او قائل به عدول از برخی الفاظ به الفاظی دیگر به دلیل تناسب فواصل بوده‌اند آورده و به نقد دلایل آنها پرداخته است.

  عبدالکریم خطیب (۱۹۸۵م)؛ مؤلف کتاب‌های «اعجاز القرآن» و «الاعجاز فی دراسات السابقین»، در جلد دوم کتاب «اعجاز القرآن» (1395, 2: 204-235) به فاصله نیز توجهی ویژه مبذول داشته است و تعاریف و نظرات گذشتگان را نقل و نقد کرده و انواع و اقسام فواصل را مورد بررسی قرار داشته است و در ضمن آنها دیدگاه‌های بِکر خود را نیز ارائه کرده است.

  فضل حسن عباس (2011م)؛ در کتاب «الاعجاز القرآن الکریم» (231-225) در پاسخ به مستشرقانی که گفته‌اند قرآن کتابی است که جملات در آن از ارتباط منطقی برخوردار نیستند به دفاع برخاسته و ارتباط فواصل را با آیات مورد بررسی قرار داده است. همچنین در تقریظ بر کتاب شاگرد خود ابوحسان وجوه اعجاز را بسیار متعدد می‌داند که البته همه آنها در تمام آیات قرآن کریم یافت نمی‌شود. بعضی از آنها در آیه‌ای و برخی نیز در آیه‌ای دیگر وجود دارد. ولی نکته جالب این است که فاصله قرآنی وجهی است که هیچ آیه‌ای از قرآن کریم خالی از آن نیست. زیرا در هر آیه‌ای، فاصله هست.... آنگاه نتیجه‌گیری می‌کند: «من نمی‌گویم فاصله از مهم‌ترین ستون‌های اعجاز است بلکه آن مغز اعجاز و جوهر آن است» (ابوحسان, 7).

  محمد ابوزهره (256) نیز فواصل را در کنار اسلوب و الفاظ قسمتی از حلاوت منحصر به فرد قرآن معرفی کرده و تأکید می‌کند که ترنم مقاطع، حروف، کلمات، جملات، فواصل و ابعاد آن همه و همه برای عرب معجزه بوده است.

   همچنین می‌توان از محمدطاهر بن عاشور (1: 76) نام برد که فواصل را از وجوه اعجاز برشمرده و دلیل آن را برگشتش به زیبایی‌های سخن و فصاحت کلام می‌داند و اینکه توقف نزد فواصل از اهداف بلاغی است تا در گوش‌ها قرار گرفته و سپس با زیبایی‌های همگونش در جان شنوندگان تأثیر بخشد. در جای دیگر نیز فواصل را از تمام کننده‌های فصاحتش معرفی کرده که حظ و بهره‌ای از اعجاز دارد (همان، 5: 354؛ 22: 148).

   حسین نصار نیز اولین کتابی که با عنوان کلی «وجوه اعجاز القرآن» نگاشته است به فواصل اختصاص داده است و به تفصیل مباحث آن را مورد پژوهش قرار داده است.

باید از جمال محمود ابواحسان نیز یاد کنیم که کتاب «الدلالات المعنویة لفواصل الآیات القرآنیة» را که 671 صفحه‌ است تحت عنوان «دراسة فی بیان القرآن الکریم و اعجازه» نگاشته و به طور مفصل همه موضوعات مربوط به فاصله را مورد پژوهش قرار داده است[1].

    همان‌گونه که ملاحظه شد از عالمان متقدم تا محققان و پژوهشگران معاصر همه در اینکه فاصله نقش اساسی در اعجاز قرآن دارد هم‌داستان هستند. اما آن گونه که نصار (1999, 224) نیز اشاره کرده است برخی از این عالمان که اکثریت نیز هستند، فواصل را به تنهایی وجهی از وجوه اعجاز برشمرده و برخی دیگر مانند قاضی عیاض و ابوحمزه علوی و ابوزهره، جزئی از یکی از وجوه اعجاز. اما در اینکه فواصل در مبحث اعجاز سهم زیادی را به خود اختصاص داده است کسی شک و تردیدی روا نداشته است و همین به تنهایی یکی از مهم‌ترین دلایل اهمیت و ارزش فواصل قرآنی را در بحث اعجاز به اثبات می‌رساند.

   اما متاسفانه در زبان فارسی جز دکتر سید رضا مؤدب (1379) در کتاب اعجاز خود که در حد دو سه صفحه به بحث فواصل پرداخته است در کمتر کتاب اعجازی می‌بینیم که این بحث مطرح شده باشد. امیدواریم به برکت این همایش جایگاه فواصل در موضوع اعجاز قرآن بازسازی گردد.

 

2- عوامل مؤثر در اعجازِ فاصله

   برای اثبات اعجاز فاصله در قرآن می‌توان از عوامل فراوانی یاد کرد که مهم‌ترین آنها عبارتند از:

2-1- فاصله، تجلی بلاغت قرآن

   فاصله در آیات نشان‌دهنده بلاغت قرآن بوده و نقش مهمی در این زمینه ایفا می‌کند. اگر بلاغت به معنای بیان سخن بر اساس مقتضای حال مخاطب، رسایی بیان و تأثیرگذاری آن در جان و ذهن شنونده است (هاشمی 1370, 23)، مطمئناً یکی از بهترین مصادیق آن در قرآن فواصل است. تنوع فواصل حتی در آیه‌هایی که محتوای آنها یکی است نشانِ بیان مطلب بر اساس مقتضای حال مخاطب و تأثیرگذاری آن است و حتی تفاوت فواصل آیات و سوره‌های مکی و مدنی نیز بر اساس همین اصل قابل توجیه است. حال به نظرگاه برخی از عالمان بنگریم:

   رمّانی (97-98) بلاغت را به ده قسم، تقسیم و فواصل را در ردیف پنجم جای داده و می‌گوید: «فواصل بلاغت است ... فواصل قرآن بلاغت و حکمت است؛ زیرا راهی است برای فهم معانی که در بهترین صورت برای دلالت به آن محتاج است».

   شیخ طوسی (6: 92) نیز پس از این که قرآن را سخنی در بالاترین طبقه بلاغت معرفی کرده، وجود فواصل هم‌شکل را یکی از وجوه بلاغت قرآن برشمرده و معتقد است هم‌شکلی مقاطع آیات در فواصل، همراه با چرخش سخن به بهترین صورت، معنای مقتضی را بیان می‌کند. همین گونه است دیدگاه آیت الله معرفت (5: 210) که فواصل را از ارکان بلاغت در بیان می‌داند.

   دانشمندان در معرفی فواصل به عنوان یکی از نشانه‌های بلاغت قرآن هم‌صدا هستند[2]. برای آن که مشخص شود این هم‌صدایی گزافه نیست، کافی است به کتاب‌های بلاغی بنگریم و به سه دانش معانی، بیان و بدیع نظری بیفکنیم؛ آنگاه خواهیم دانست که نکات بسیار زیادی از صنایع بلاغی در فواصل نهفته است که در جملات دیگر قرآن کمتر وجود دارد.

 

2-2- فاصله، زینت‌بخش قرآن

      رمّانی (98)، باقلانی (58-59)، زرکشی (1: 151) و ... فواصل را موجب زیبایی و حُسن قرآن دانستهاند. رشید رضا (1: 167) در این باره می‌نویسد: «از لطائف بدیعی که نظم قرآن را مخالف نظم کلام عرب (از شعر و نثر) می‌سازد این است که بیشتر سوره‌ها دارای نظم خاص و فواصل قافیه‌دار هستند و این امر به حسن و زیبایی قرآن و تأثیر بخشی‌اش در قلب می‌افزاید».

   زحیلی (20: 5، 61) در تفسیر خود در موارد مختلف توافق و هماهنگی فواصل را از زیبایی کلام می‌داند که به شکوه، ارزش و تأثیر آن می‌افزاید. عبدالکریم خطیب (2: 216-217) می‌نویسد: «فواصل در قرآن صورت‌های گوناگونی به خود می‌گیرند و به شکل رنگ‌ها ونغمه‌های مختلفی در می‌آیند و از این همه جز زیبایی تجدید شونده نمی‌یابی و زبان نیز از آن جز پاکیزه‌های متنوع بهره نمی‌برد».

   به هرحال فواصل به زیبایی اسلوب و قدرت عبارت که در تمام آیه‌های قرآن موجود است، استحکام می‌بخشد و خود سبب و علتی برای زیبایی نظم‌آهنگ قرآن است که وجدان را تحریک و بر عظمت خدای سبحان دلالت می‌کند. این مسئله به ویژه در هنگام تلاوت، زیبایی آهنگ و نیکویی صوت را چند برابر می‌کند.

   به همین دلیل بر این باوریم که فواصل آیات که جامع زیبایی‌های لفظی، صوتی، موسیقی و نظم معنایی است، به قرآن زینت و جذابیت خاصی بخشیده و از عوامل اعجاز در زیبایی بی‌نهایت آن است.

 

2-3- فاصله، باعث همسبتگی، هماهنگی و نظم بخشی به آیات و سوره‌ها

   از عوامل دیگر برای اعجاز فاصله می‌توان به نقش آن در همبستگی، هماهنگی و نظم‌آفرینی لفظی و موسیقایی پایان آیات اشاره کرد. فاصله به آیات یک سوره یا گروهی از آیات در یک سوره نظم، آهنگ و شخصیت خاص می‌بخشد و باعث می‌شود سوره‌ها و قسمت‌هایی از آن‌ها از یکدیگر متمایز باشند. این موضوع را این گونه می‌توان بیان کرد که تناسب میان فرجام های آیات همانند طرازی پایان آنها را در یک خط مستقیم قرار داده و مثل رشته‌ای بن آنها را به هم پیوند می دهد و شیرازه‌ای است که آیات را در کنار هم گرد می آورد. این آرایهی زیباساز، افزون بر آراسته کردن آیات، در همبسته کردن آنها نیز نقش به سزایی دارد. هنگامی که خواننده سوره‌ای از قرآن را می‌خواند در سراسر آن احساس یکنواختی و همواری می‌کند و آیات آن را منسجم می‌بیند (خرقانی, 195-196).

   سوره‌های قمر، رحمن و واقعه در کنار هم واقع شده‌اند، اما هر یک با نظم و آهنگ و ریتمی خاص خودنمایی می‌کنند. دو سوره مزمّل و مدثّر نیز همین ویژگی را دارند. در سوره مریم آیات 34 تا 40 و 74 تا پایان سوره از دیگر آیات سوره متمایز هستند. آن چه به سوره‌ها و گروه‌هایی از آیات نظم و آهنگی خاص می‌بخشد، فواصل است. یعنی هر سوره یا هر دسته از آیات با تغییر فاصله نظم خاص به خود می‌گیرد و همین باعث تمایز آن سوره و آیات می‌شود.

   سخن فراء را که آگاهی می‌داد فاصله، کلید وزن قرآن یا ضرب‌آهنگ نظم آن است و در مقیاس کلی قرآن گفته شده، باید در مقیاس کوچک‌تر که عبارت از سوره‌های قرآنی و یا دسته‌هایی از آیات است نیز صادق دانست؛ یعنی فواصل هر سوره کلید نظم و وزن آن سوره هستند.

 

2-4- فاصله، عامل تأثیر قرآن در جان‌ها

   یکی از ابعاد اهمیت فواصل قرآنی تأثیری است که در قلب و جان انسان دارد، به گونه‌ای که با قرائت و یا استماع آیات، انسان اثری در قلب و جان خود احساس می‌کند و به آرامش می‌رسد. قرآن به دلیل همین تأثیر بر سمع و نقش مؤثر در نفس به انسجام پایان آیات و فواصل عنایت و توجه ویژه دارد.

   زرکشی (1: 156) معتقد است جایگاه نیکوی فاصله تأثیری شگرف در جان آدمی دارد. ابن عاشور (1984, 1: 72) غرض بلاغی توقف نزد فواصل را قرار گرفتن مفهوم در گوش شنونده می‌داند و این که جان شنوندگان با زیبایی های این همانندی تحت تأثیر قرار می‌گیرد؛ همان گونه که با قافیه‌ها در شعر و اسجاع در کلام مسجوع تحت تأثیر قرار می‌گرفت.

   تمام کسانی که در این زمینه تحقیق کرده‌اند به محرک بودن و تأثیربخشی فواصل اذعان نموده‌اند. قرآن‌پژوهی نوشته است: «آن چه ما اعتقاد داریم این است که قرآن هنگامی که فاصله را مراعات می‌کند و بر آهنگش پایدار می‌ماند قوی‌ترین وسیله‌اش را در تأثیر حفظ می‌کند. چرا که آهنگ و آوای کلمات و هماهنگی و تناسب بین آنها، زبانی است که در نفس و ضمیر آدمی رخنه می‌کند و روح را به سوی افق‌های قدسی بالا می‌برد و مستی‌ای ایجاد می‌کند که هر کس این آیات را با ترتیل بخواند آن را حس می‌کند، صدایش در آن لرزان و بریده بریده ‌شده، همراه با آهنگ‌هایش تلاطم می‌گیرد. سپس به این فواصل منتهی می‌شود و نزد آن قرار و آرام می‌یابد» (ابوموسی, 359).

   البته قابل ذکر است که همسانی و سازگاری فواصل با تلقینات معنایی که با خود دارد، در هنگام استماع، تأثیری خاص در جان ایجاد می‌کند و همین تأثیر گذاری عمیق در جان و روح بشر به اهمیت و اعجاز فواصل می افزاید.

 

2-5- فاصله، ترکیب کننده لفظ، موسیقی و معنا

   آیات قرآن از جهات لفظ، آهنگ و معنا معجزه بوده و در اوج فصاحت و بلاغت است. در این میان فاصله به عنوان جزء متمم آیه باید به گونه‌ای عمل کند که در آن واحد این سه جهت با یکدیگر ترکیب شوند. آیات قرآن با رساترین الفاظ و واژگان، زیباترین موسیقی و آهنگ را تولید کرده و این هر دو در خدمت معنا قرار گرفته و تأثیرگذارترین محتوا را ارائه می‌دهد. بدین گونه عبارت یا کلمه پایانی آیه در اتصالی دقیق و ویژه با متن و محتوای آیه بوده و به وسیله آن یک واحد منسجم و کاملاً مرتبط به نام آیه شکل می‌گیرد.

   خانم بنت الشاطی (278) این موضوع را این گونه بیان می‌کند: «من ارزش این هماهنگی لفظی و آهنگ ویژه این تناسب و انسجام خیره کننده را که هنر بلاغت در آن متجلی است کم نمی‌دانم. هنری که عبارت است از بیان معنا با پربارترین لفظ، جالب‌ترین تعبیر و زیباترین آهنگ و موسیقی».

   دکتر نصار (45-46) نیز بر این باور است که فاصله در آن واحد دو بار و وظیفه را به دوش می‌کشد؛ باری که از جایگاه موسیقی دارد و وظیفه‌ای که برای تمام کنندگی معنای آیه دارد ... فاصله نقش خود را در استحکام بناء آیه در شکل و مضمون، یا در مبنی و معنی، به اندازه مساوی ایفا می‌کند. چرا که شیوه آیه در تقدیم و تأخیر، حذف و اضافه، فصل و وصل فقط بر اساس اعتبارات شکلی محض نیست بلکه در عین حال معنا را نیز تبعیت می‌کند و این چنین بر استحکامش بر مطمئن‌ترین وجوه احکام سهیم می‌شود. و این همان چیزی است که زمخشری در کشّاف قدیمش اشاره کرده است که در استحکام لفظی یا نظم موسیقی قطعاً نقش فاصله بسیار واضح و آشکار است[3].

   به هر حال پیوند ناگسستنی میان لفظ و معنا در سراسر فواصل آیات قرآنی و مؤانست آوایی معنایی میان آنها، نوایی احساس برانگیز پدید میآورد و نسیمی روحافزا را به وزیدن وامیدارد که باعث خلجانات روحی می‌شود و این موضوع یکی از عوامل اهمیت این پدیده قرآنی می‌باشد و آن را در ردیف مسائل اولویت‌دار برای پژوهش قرار می‌دهد.

 

2-6- فواصل، تداعی‌گر فضای کلی سوره

   فواصل هر سوره چه از نظر الفاظ و کلمات، و چه از نظر موسیقی و آهنگ و چه از جهت معنا و دلالت، جو و فضای کلی سوره را نشان می‌دهند و این امر نیز بر اهمیّت فواصل می‌افزاید.

   به عبارات پایانی آیات نباید فقط در همان آیه نگریسته شود، باید در مجموع قصه و داستان، بلکه در تمام سوره و بالاتر در کل قرآن نگاه کرد. نباید فاصله را در ترازوی سرانجام یک آیه فقط وزن کرد و نباید عظمت آن را بر حکم جزئی محل ذکرش حمل کرد، چرا که از حقّش کاسته می‌شود. این فواصل سر شنونده را از جزء پراکنده به سمت یک کل بسیط و از اجزای تفصیل داده شده به سمت یک کل مجمل بالا می‌برد و نگاهش را متوجه مقصد بلند مرتبه می‌گرداند (دغامین, 73-74).

    حتی بر همین مبنا است که اسماء و صفاتی که پایان آیات یک سوره آمده است، تعلیل و برهان اجمالی مضمون همان سوره است و بررسی آن‌ها به شناخت سوره و پی بردن به عصاره آن کمک می‌کند (جوادی آملی, 33: 159).

   از جنبه موسیقایی و لفظی نیز فواصل یک سوره نشان دهنده فضای کلی سوره هستند. از همین رو تمامی فواصل که آیات بدان ختم می‌شوند صورت‌های کاملی از جمله‌های موسیقیایی هستند. آهنگ و لحن این فواصل تناسبی با معانی آنها دارد و همگام با تغییر مطالب و مضامین آیات متغیر و متنوع می‌شوند. به گونه‌ای که می‌توان گفت فواصل قرآنی نماینده محیط و جو مطالب و مقاصد آنها می‌باشند.

   سید قطب (1423, 6: 3280) چه زیبا درباره سوره محمّد (ص) نوشته است: «همانا آهنگ و موسیقی فاصله در سوره محمّد (ص) - که سوره قتال نیز نامیده می‌شده - از همان آغاز سوره گویا گلوله‌های سنگین است: اعمالهم، بالهم، امثالهم، اهواءهم، امعاءهم. حتی آن هنگام که سبک می‌شود به چرخاندن شمشیرها در هوا شباهت پیدا می‌کند: اوزارها، امثالها، اقفالها».

   بنابراین برای شناخت فضای کلی یک سوره از نظر معنا و موسیقی می‌توان از فواصل آن کمک گرفت و این امر بر اهمیت و اعجاز فواصل می‌افزاید.

2-7- فاصله، امکانی برای ترنّم و ترتیل

   از دیگر کارکردهای اعجازگون فاصله آن است که به آیه و خصوصاً پایان آن ریتم و آهنگی خاص داده و امکان تلاوت آن را با ترنم فراهم می‌آورد. اصولاً از آنجا که قرآن در بین مردمی نازل شد که به شنیدن بیشتر از نوشتن و خواندن علاقه و عادت داشتند، قرآن نیز بر اساس سبک و اسلوب شنیداری و صوتی نازل شد تا بر اساس قواعد نوشتاری (کوّاز، 303). به همین جهت نقش وزن و موسیقی را در آن برجسته می‌بینیم. یکی از نویسندگان در این مورد می‌نویسد: «قرآن در امتی امّی نازل شد که بیش از آن چه بنویسد می‌شنود. پس عجیب نیست که نص کتابش بر سبک صوتی و شنیدنی اهتمام بگذارد و اسجاع به اندازه‌ای در آن وارد شود که تلاوت بر آنها صورت گرفته و به صورت ترتیل خوانده شود و در آن از سبک‌های موسیقایی وجود داشته باشد که برای آنها سابقه نداشته، با این که امت شعر و موسیقی بودند» (جیوسی، 188).

   حال که قرآن خواندنی و شنیدنی است و از نظر وزن و موسیقی نیز در اوج فصاحت و بلاغت است و امکان قرائت و ترتیل همراه با تجوید را نیز به بهترین صورت فراهم می‌کند پس باید بیشترین نقش به عهده فاصله که در پایان آیه آمده است گذاشته شود. به همین دلیل اغلب فواصل با حروف مد و لین پایان می‌پذیرد، چرا که قابلیت بیشتری برای ترنم و نغمه‌پردازی دارد. قرآن کریم آسان‌ترین محل‌های وقف و گواراترین مقطع‌ها را با حروف مد و لین و الحاق نون همراه کرده است تا قاری پر ذوق را بر آواز قادر سازد و این همان است که عرب از قدیم به آن میل داشته است (لاشین, 43).  سیبویه (بی‌تا, 384) گفته است: «عرب هر گاه آواز می‌خواند «الف» و «یاء» و «نون» را به هم ملحق می‌سازد چرا که قصد کشیدن صدا را دارد و هر گاه آواز نمی‌خواند آن را ترک می‌کند». در بیشتر فواصل قرآن کریم، حروف مد و لین یا هاء سکت آمده است؛ چرا که امکان ترنم و ترتیل را برای قاری فراهم می‌آورد، همان گونه که تماثل و تقارب در حروف و وزن‌های کلمات دو فاصله یا بیشتر رعایت شده است. این کاری هنرمندانه، نو و بدیع است (بیومی، 37). فاصله به تلاوت قرآن به صورتی زیبا و نیکو با نغمه‌های ریتمی و آهنگین یاری می‌رساند و این هماهنگی و توافق زیبا در قرآن بر کسی پوشیده نیست (مطعنی، 225).

 

2-8- فواصل، تسهیل کننده حفظ قرآن

   فواصل قرآنی با نظم و آهنگی که دارند به حفظ آیات کمک نموده و کار حافظ را آسان‌تر می‌کنند. غالب فواصل قرآن از نظر حروف، متماثل یا متقارب هستند و این تشابه و نزدیکی در فواصل، حفظ آن را سهل و آسان می‌گرداند. همچنین از همگونی فواصل در تعیین حدود مقاطع، حفظ و نشاط حافظ در پایان هر کدام از آنها استفاده می‌شود.

   مصطفی صادق رافعی (بی‌تا, 2: 132) می‌نویسد: «خداوند حفظ قرآن را با اسباب بسیاری آسان کرده است. آشکارترین از نظر منفعت و اوّلین آنها از نظر جایگاه، همین سورههای کوتاه هستند که دارای کلمات معدود و آیات اندکی هستند. البته علاوه بر آن، آیاتش با یک فاصله و یا فواصل کمی، همراه با کوتاهی مابین فاصله‌ها می‌آیند... و هرگاه خواستی به شگفتی این معنا برسی، پس تأمّل کن در آخرین سوره قرآن و اوّلین چیزی که کودکان آن را حفظ می‌کنند و آن سوره ناس است. بنگر که نظم آن چگونه است و چگونه فاصله که همان واژه «النّاس» است در آن تکرار می‌شود. چگونه است که در فواصل سوره جز حرف «سین» را که شدیدترین حرف از نظر صفیر و طرب‌انگیزترین بر گوش کودک کوچک است نمی‌بینی».

   به هر حال فواصل با حروف متماثل و متقاربش و لحن و آهنگ جذّابش حفظ آیات قرآن را تسهیل نموده و به اهمیت آن از این جهت می‌افزاید.

 

3- جلوه‌های اعجازِ فاصله  

  جلوه‌های اعجاز فاصله را در ابعاد لفظی، صوتی و موسیقایی و دلالی و معنوی می‌توان برشمرد. در اینجا به علت محدودیت به تناسب و روابط فواصل پرداخته می‌شود:

 

3-1- تناسب فواصل آیات

   یکی از مهم‌ترین جنبه‌های اعجاز فاصله تناسب آن با محتوای آیه است که به طور کلی می توان در دو دسته خلاصه کرد: تناسب معنایی و تناسب لفظی.

  

3-1-1- تناسب معنایی

    مناسبت معنوی آن است که سخنور معنایی را آغاز کند. آنگاه سخنش را با عبارتی که با آن معنی مناسبت معنایی و نه لفظی دارد به پایان برساند. نمونه‌های زیادی از آیات را برای این نوع مناسبت می توان بیان کرد، اما فقط به یک مورد بسنده می‌شود:

    «لاَّ تُدْرِکُهُ الأَبْصَارُ وَهُوَ یُدْرِکُ الأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ» (انعام،103)

    معنای این که چشم ها، چیزی را درک نمی کند تناسب با معنای «لطف» دارد و این کلام در قالب تمثیل ظاهر شده است؛ زیرا نزد مخاطب معلوم است که چشم جسم‌های لطیف مانند هوا و سایر عناصر و جوهرهای بسیط را ادراک نمی کند. بلکه چشم رنگ چیزهای رنگ‌پذیر و ابعاد وجودی هر موجود مادی را ادراک می‌کند. پس این تمثیل برای آن است که شنونده آن را در ذهن خود مجسم کند و غایب را بر حاضر قیاس کند. همین گونه است «وَهُوَ یُدْرِکُ الأَبْصَارَ» که اتصاف به صفت «خبیریت» مناسب با «ادراک ابصار» است. پس چون خدای سبحان به منظور تکمیل مدح و به مقتضای بلاغت که صحت بخشیدن به معنای مدح است و برای جلوگیری از پندار کسی که می‌پندارد اگر خدا قابل ادراک نباشد موجود نیست، خواست اثبات کند که چشم‌ها را یعنی صاحبان چشم‌ها را همان چشم هایی که قابل ادراک بودن خود را برای آنها نفی کرد- ادراک می‌کند. پس لازم شد بگوید: «وَهُوَ یُدْرِکُ الأَبْصَارَ» تا برای ذات خود، وجود و امری زاید بر وجود را ثابت کند. آنگاه بر جمله اول و دوم عبارت «وَهُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ» را عطف کرد تا معنای آخر کلام با اول آن و عَجُز آن با صدرش متناسب باشد. و لفظ خبیر را از آن جهت بر لفظ (بصیر) ترجیح داد که معنایی افزون بر «ابصار» و «ادراک» دارد؛ زیرا این طور نیست که هر کس که چیزی را دید یا درک کرد درباره آن علم و اطلاع داشته باشد؛ بنابراین فاصله آیه متضمن معنایی علاوه بر معنای کلام است و به سبب آن آیه به فن «ایغال» موصوف می شود و آن معنای مدح را تمامیت می بخشد (ابن ابی الاصبع1368، 231-234؛ بی تا، 363-367؛ ر.ک: حموی، 367؛ نویری، 7: 158).

3-1-2- تناسب لفظی   

   ابن ابی الاصبع و دیگران مناسبت لفظی را به آوردن کلمه های موزون و مقفّا و یا موزون غیر مقفا معنا کرده اند. اگر مناسبت در وزن و قافیه باشد، مناسبت تام است و اگر فقط در وزن بدون قافیه باشد، مناسبت ناقص است. مناسبت ناقص در کلام فصیح بیشتر است زیرا در آن قافیه آوردن ضرورت ندارد. ولی اگر بدون تکلف به آوردن قافیه متمایل شد کلام نیکوتر است و اگر تمکین نکرد، اصل در کلام همان رعایت وزن است و چیزی جز آن نیست.

   مناسبت لفظی ناقص مانند: «ق وَالْقُرْآنِ الْمَجِیدِ، بَلْ عَجِبُوا أَن جَاءهُمْ مُنذِرٌ مِّنْهُمْ فَقَالَ الْکَافِرُونَ هَذَا شَیْءٌ عَجِیبٌ» (ق،1-2).

   مناسبت لفظی تام مانند: «ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ، مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّکَ بِمَجْنُونٍ، وَإِنَّ لَکَ لَأَجْراً غَیْرَ مَمْنُونٍ» (قلم،1-3) و «لَهُمْ شَرَابٌ مِّنْ حَمِیمٍ وَعَذَابٌ أَلِیمٌ» (یونس،4)(ابن ابی الاصبع1368، 234؛ بی تا، 367-368؛ حموی، 370؛ نویری، 7: 159).

 

3-2- گزینه‌های انحصاری ارتباط فاصله با آیه

   ابن ابی الاصبع (654ق) سعی کرده‌ است برای ارتباط و تناسب فاصله با آیه قاعده و قانونی بیابد. ایشان معتقد است که ارتباط فاصله با آیه خود منحصراً در یکی از چهار گونه: تصدیر، توشیح، ایغال و تمکین امکان‌پذیر است (ابن ابی الاصبع1368، 183؛ بی تا، 224). این سخن مورد پذیرش علمای علم بلاغت قرار گرفته است. دانشمندان علوم قرآنی از جمله زرکشی (1: 169) و سیوطی ( بی تا، 2: 278؛ 1408، 1: 31) نیز این سخن را در کتاب‌های خود نقل کرده و بدون هیچ گونه نقد و افزایشی آن را پذیرفته‌اند (ر.ک: معرفت، 5: 198؛ مکی، 3: 513؛ حسناوی، 319؛ ابوزید، 369؛ لاشین، 39؛ مؤدب، 156به بعد).

3-2-1- تصدیر

تصدیر که برخی آن را «رد العَجُز علی الصدر» (عسکری، 117) نیز نامیده اند آن است که واژه فاصله عینا در آیه آمده باشد و ختم کلام با عبارتی باشد که در قسمت قبل از آن، مورد استفاده قرار گرفته است (ر.ک: ابن ابی الاصبع، بی تا، 224؛ زرکشی، 1: 169؛ معرفت، 5: 201-203؛ مکی، 3: 522؛ نصار، 113؛ ملکیان، 181).

   ابن معتز (247-296) تصدیر را شامل سه قسم می‌داند:

1- کلمه آخر آیه با کلمه آخرِ قسمت قبل از فاصله موافقت و هماهنگی داشته باشد؛ مانند:

«لَکِنِ اللَّهُ یَشْهَدُ بِمَا أَنْزَلَ إِلَیْکَ أَنْزَلَهُ بِعِلْمِهِ وَالْمَلائِکَةُ یَشْهَدُونَ وَکَفَى بِاللَّهِ شَهِیدًا» (نساء،166).

2-کلمه آخر آیه با یکی از کلمات میانه آن موافقت داشته باشد؛ مانند:

«أُولَئِکَ الَّذِینَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدَى فَمَا رَبِحَتْ تِجَارَتُهُمْ وَمَا کَانُوا مُهْتَدِینَ» (بقره،16).

3- کلمه آخر آیه با کلمه اول آن موافقت و مطابقت داشته باشد.

مانند: «وَلَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِکَ فَحَاقَ بِالَّذِینَ سَخِرُوا مِنْهُمْ مَا کَانُوا بِهِ یَسْتَهْزِئُونَ» (انعام،10) (ابن معتز، 140-141؛ عسکری، 385؛ سیوطی، بی تا، 2: 286؛ 1408، 1: 38؛ حسناوی، 289-290؛ مطعنی، 233؛ عامر، 217).

   درباره تصدیر به درستی گفته شده است که آن به کلام ابهت و عظمت داده و آن را لباسی از رونق و لطافت می‌پوشاند و بر تازگی، شکوفایی و طراوتش می‌افزاید (قیروانی، 2: 3)؛ اما روشن است که ارتباط در این قسم بیشتر لفظی است. یعنی گاه همان واژه که در قسمت قبل از فاصله آمده است در فاصله نیز تکرار می‌شود و گاه نیز صیغه دیگر و یا نوعی از اشتقاق و جناس تکرار می‌شود.

 

3-2-2- توشیح

    توشیح آن است که معنای ابتدای کلام بر لفظ پایان آن دلالت کند (ابن ابی‌الاصبع 1368، 184؛ بی‌تا، 228). یا آنکه در آغاز کلام چیزی مقدم شود که دلالت معنایی بر فاصله نماید (مطعنی، 177). وجه نامیدن آن به توشیح نیز این است که معنا به مانند حمائلی فرود می‌آید. اول کلام و آخر آن به منزله شانه و پهلو است که حمائل بر آن دو قرار می‌گیرد. به همین دلیل نیز گفته شده است که فاصله قبل از آمدنش مشخص می‌شود (ابن ابی الاصبع1368، 184؛ بی تا، 228).

  آیات فراوانی برای توشیح می‌توان بیان کرد؛ از جمله:

«إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحاً وَآلَ إِبْرَاهِیمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِینَ» (آل عمران،33).

معنای برگزیدن افراد مذکور در آیه، فاصله را مشخص می‌سازد چرا که این افراد از جنس عالمین هستند.

«وَآیَةٌ لَّهُمْ اللَّیْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظْلِمُونَ» (یس،37).

   کسی که سوره یس را خوانده باشد و بداند که فواصل آن نون مردفه است همین که قسمت ابتدایی آیه را بشنود متوجه می‌شود که فاصله «مُظْلِمُونَ» است. چرا که وقتی روز از شب کنده شود در این حال تاریکی حاکم می‌شود (عسکری، 382؛ ابن ابی‌الاصبع، بی‌تا، 224، 228؛ زرکشی، 1: 169، 184-185؛ سیوطی، بی‌تا، 2: 287؛ 1408، 1: 39؛ معرفت، 5: 198، 202؛ مکی، 3: 522؛ حموی، 1: 223؛ یاسوف، 477، 479؛ مطعنی، 233؛ حسناوی، 290؛ نصار، 117؛ مؤدب، 156).

   درباره تفاوت توشیح با تصدیر باید گفت، دلالت تصدیر لفظی و دلالت توشیح معنایی است. در تصدیر کلمه فاصله در قسمت قبل آیه با همان لفظ و از همان ریشه وارد شده، اما در توشیح، آن کلمه یا مشتقاتش وارد نشده است، بلکه معنای قسمت ابتدایی، ما را به کلمه فاصله هدایت می‌کند.

 

3-2-3- ایغال

    ایغال عبارت است از این که متکلم بخواهد معنای سخنش را پیش از رسیدن به پایان آن کامل کند، سپس برای مقطع کلام لفظی می‌آورد که معنایی افزون بر معنای کلام را بیان می‌کند (ابن ابی الاصبع1368، 185). یا آنکه معنای کلام قبل از رسیدن به فرجامش پایان یافته است، اما با مقطعی دیگر بر آن بیفزاید که باعث وضوح، شرح، تأکید و یا نیکویی در معنا شود (نصار، 120). همچنین گفته شده است: «به پایان رساندن کلام با زیادتی که معنی بدون آن نیز تمام است» (مطعنی، 233).

   مانند: «اتَّبِعُوا مَن لاَّ یَسْأَلُکُمْ أَجْراً وَهُم مُّهْتَدُونَ» (یس،21).

    در این آیه نیز معنا با «مَن لاَّ یَسْأَلُکُمْ أَجْراً» تمام می‌شود اما برای تناسب پایان آیات «وَهُم مُّهْتَدُونَ» اضافه می‌گردد و همین جمله معنای بیشتری را نیز افاده می‌کند. بدون شک رسولان خدا هدایت یافته‌اند اما ایغال تشویق و ترغیب در تبعیت از رسولان را بیشتر کرده و اعلام این مطلب است که پیروی از آنان خسران ابدی را در پی ندارد (ابن ابی‌الاصبع، بی‌تا، 236؛ زرکشی، 1: 186؛ معرفت، 5: 203؛ یاسوف، 484؛ مکی، 3: 522؛ محسنی، 2: 207).

   درباره ایغال گفته شده است که یکی از صنایع عظیم‌الشأن بدیع است (ابن ابی‌الاصبع1368، 185) که در آیات قرآن نیز بسیار به کار رفته است. البته این قسم می‌تواند گاهی با یکی از دو قسم قبلی یعنی تصدیر و توشیح نیز در برخی آیات یکسان باشد.

 

3-2-4- تمکین

    تمکین عبارت است از آن که متکلم مقدماتی را فراهم آورد که کلام در مقطع خود به خوبی پایان پذیرد. در آیات نیز آن است که زمینه آیه به گونه‌ای فراهم شود که بخش پایانی آن از نظر معنی تناسب و تعلق کاملی با مضمون آن داشته و به خوبی در جایگاه شایسته خود استقرار یابد، بدون آنکه ناسازگاری و ناآرامی داشته باشد؛ به گونه‌ای که اگر فاصله حذف شود معنا دچار اختلال و فهم دچار اضطراب می‌شود. همچنین اگر قبل از آن سکوت شود شنونده با طبع خود آن را کامل نماید (ابن ابی الاصبع، بی تا، 224؛ 1368، 183؛ زرکشی، 1: 170؛ سیوطی، بی تا، 2: 278؛ 1408، 1: 31؛ معرفت، 5: 198؛ نصار، 127؛ ابوالبقاء، 302؛ حموی، 2: 446؛ مطعنی، 233؛ مؤدب، 127)

   گفته شد بیشتر آیات قرآن از نوع تمکین است (حموی، 2: 446)، اما یکی از بهترین نمونه‌های تمکین آیه «لاَّ تُدْرِکُهُ الأَبْصَارُ وَهُوَ یُدْرِکُ الأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ» (انعام،103) است که در بخش تناسب معنوی درباره آن سخن گفته شد (ر.ک: زرکشی، 1؛ 171؛ سیوطی، بی‌تا، 2: 279؛ 1408، 1: 32؛ معرفت، 5؛ 199؛ لاشین، 69-71).

  البته در آیه «أَلَکُمُ الذَّکَرُ وَلَهُ الْأُنثَى، تِلْکَ إِذاً قِسْمَةٌ ضِیزَى» (نجم،21-22) نیز به خوبی می‌توان تمکین و جای‌گیری مناسب را مشاهده کرد به گونه‌ای که واژه «ضِیزَى» که واژه‌ای ناشناخته و غریب نزد عرب است و فقط یک بار نیز در قرآن به کار رفته است از نظر صوتی و لفظی با دیگر فواصل سوره کاملا هم‌آهنگ و مطابق بوده و از نظر معنایی و محتوایی نیز مناسبت و تعلق کاملی با آیه و سیاق دارد. تا جایی که با همه غرابت آن گویا برای همین فاصله خلق شده است. ابن اثیر این واژه را از الفاظ غریبه‌ای می‌داند که به دلیل حُسن جایگاهش از زیبایی خاصی برخوردار شده است. چرا که با حرف سجعی که تمام آیات سوره بر آن بنا شده است مطابقت دارد و هیچ واژه دیگری نمی‌تواند جای آن بنشیند. و این در حالی است که الفاظ زیباتری همچون «جائرة» و «ظالمة» وجود دارند اما با آیات دیگر در این جایگاه هماهنگی و تناسب ندارند و از حرف سجع سوره خارج هستند. اگر گفته شود: (الکم الذکر و له الانثی، تلک اذا قسمة ظالمة) نظم و جریان طبیعی آن مثل گذشته نبوده و کلام مانند شیء نیازمندی است که به تمام شدن احتیاج دارد و این بر کسی که ذوق و شناختی نسبت به نظم کلام دارد مخفی نیست (ابن اثیر، 162).

    مصطفی صادق رافعی نظری عمیق‌تر همراه با تناسب معنایی افزون‌تر در مورد این واژه و فاصله بیان کرده است که از دقت نظر او نشأت می‌گیرد: «در قرآن واژه‌ای غریب هست که از آن غریب‌تر وجود ندارد، اما با این حال هرگز جایگاهی زیباتر از آنچه اکنون در آن قرار گرفته است نخواهد دید و آن کلمه «ضِیزَى» است. با این وجود، زیبایی‌اش در نظم کلام از عجیب‌ترین و شگفت‌آورترین زیبایی‌هاست و اگر هر واژه دیگری را بخواهی جای آن قرار دهی شایستگی قرار گرفتن در این جایگاه را پیدا نمی‌کند. چرا که سوره نجم که این واژه در آن واقع شده تمام آیاتش بر فاصله یاء(ی) متحد است. پس آن فاصله‌ای از فواصل سوره‌ای قرار گرفته که در حالت انکار بر عقیده عرب است. آنجا که در ذکر بتها و پندارشان در تقسیم اولاد و فرزندان وارد شده است. به طوری که آنان ملائکه و بتها را همراه با دخترانشان فرزندان خدا می‌دانستند. پس خدای تعالی فرمود: «أَلَکُمُ الذَّکَرُ وَلَهُ الْأُنثَى، تِلْکَ إِذاً قِسْمَةٌ ضِیزَى». پس می‌بینیم که غرابت لفظ بیشترین هماهنگی و تناسب را با غرابت تقسیمی که آن را انکار کرده پیدا نموده است و تمام این جمله گویا در شکل نطق و بیان، در درجه اول انکار را و در درجه دوم تهکم و توبیخ را به تصویر می‌کشد و این تصویر در بلاغت، بلیغ‌ترین است. خصوصاً که با واژه‌ای غریب که در جایگاه فاصله تمکین یافته و حالت توبیخ کننده را در انکارش از کشیدن و حرکت دست و سر با دو مدی که در آن است به پایین و بالا وصف می‌کند و با همه اینها غرابت انکار را با غرابت لفظی با هم جمع کرده است (رافعی1425، 158؛ عامر1988، 226).

   در نگاه اول به نظر آید که تمکین همان توشیح است؛ اما تمکین با توشیح تفاوت دارد. در توشیح معنای فاصله در قسمت قبل از آن آمده است. به دیگر سخن فاصله از همان معنایی است که در قسمت ما قبلش آمده بود؛ اما در تمکین چنین چیزی نیاز نیست (ابن ابی‌الاصبع، بی تا، 228؛ حموی، 1: 224).

 

3-3- انواع ارتباط فواصل با یکدیگر

       یکی دیگر از جلوه‌های اعجاز فاصله، روابط فواصل است. با دقت و بررسی در آیات قرآن می‌توان ارتباط فواصل آیات با یکدیگر را در گونه‌های زیر دسته‌بندی کرد:

3-3-1- اتحاد فواصل و متن آیات

3-3-2- اتحاد فواصل، اختلاف متن آیات

3-3-3- اختلاف فواصل، اتحاد متن آیات

3-3-4- فواصل آیات یک سوره

3-3-4-1- فواصل مشترک آیات سوره 

3-3-4-2- فواصل متفاوت آیات سوره 

3-3-4-3- ارتباط فواصل با سیاق و سوره

3-3-4-3-1- ارتباط از بعد لفظی و صوتی

3-3-4-3-2-  بعد معنایی و دلالی

3-3-4-4- ارتباط فاصله آیه اول با محتوای سوره

 3-3-4-5- رابطه فاصله آیه آخر با محتوای سوره

3-3-5- رابطه فاصله با آیه بعد

   بررسی گونه‌های مختلف ارتباط فواصل و ذکر نمونه‌ها، افزون بر روشن شدن وجه دیگری از اعجاز و زیبایی‌های فواصل، پاسخ بسیاری از پرسش‌ها و راز و رمزهای تمکین و قرار و آرامش فواصل در جایگاه‌شان را خواهد داد. این امر را باید به مقالی وسیع‌تر واگذار کرد.

 

4- نتیجه‌گیری


 

از مجموع مطالب فوق می‌توان به این نتایج رسید:

1-    فاصله از عواملی است که باعث امتیاز و جدا شدن قرآن از نثر و نظم عرب شده است.

2-    اصطلاح فاصله در مقابل قافیه و سجعِ عرب و از خود قرآن اقتباس شده است.

3-    عالمان اسلامی از قرن چهارم تاکنون فاصله را وجه یا جزئی از وجوه اعجاز قرآن برشمرده‌اند.

4-    فاصله اعجازی است که در هر آیه خود را نشان می‌دهد.

5-    عواملی چون بلاغت، هماهنگی و نظم‌بخشی، ترکیب لفظ، معنا و موسیقی، فراهم آوردن امکان ترنم و ترتیل و تسهیل‌بخشی برای حفظ باعث اعجاز فاصله شده است.

6-    با واکاوی تناسب‌های معنوی و لفظی فاصله جلوه‌های اعجاز آن روشن‌تر خواهد شد.

7-    بررسی انواع و اقسام روابط فواصل، جلوه‌گری این اعجاز را بیشتر خواهد کرد.

پیشنهاد

   بررسی نقش موسیقایی فاصله، به جلوه‌گری اعجاز آن در قرآن کمک شایانی می‌نماید.

 

منابع

ابن ابی الاصبع, عبدالعظیم بن الواحد. بدیع القرآن. ترجمه: سید علی میرلوحی. مشهد: انتشارات آستان قدس رضوی, 1368.

ابن ابی‌الاصبع, عبدالعظیم بن الواحد. تحریرالتحبیر فی صناعة الشعر و النثر و البیان اعجاز القرآن. الجمهوریة العربیة المتحدة: المجلس الاعلی لشئون الاسلامیة؟ لجنة احیاء التراث الاسلامی, بی‌تا.

ابن اثیر, نصرالله بن محمد. المثل السائر فی ادب الکاتب و الشاعر. قاهره: دار نهضة مصر, بی‌تا.

ابن سیده, علی بن اسماعیل. المحکم والمحیط الاعظم. بیروت: دار الکتب العلمیة, 1421.

ابن عاشور, محمدالطاهر بن محمد. التحریر و التنویر، تحریر المعنی السدید و تنویر العقل الجدید من تفسیر الکتاب المجید. تونس: الدار التونسیة للنشر, 1984.

ابن فارس, احمد بن فارس بن زکریا. معجم المقاییس اللغة. بیروت: دار الفکر, 1399.

ابن معتز, عبداله بن محمد. البدیع فی البدیع. دار الجیل, 1410.

ابن منظور, محمد بن مکرم. لسان العرب. بیروت: دار صادر, 1414.

ابوالبقاء, ایوب بن موسی. الکلیات معجم فی المصطلحات و الفروق اللغویة. بیروت: الموسسة الرسالة, بی‌تا.

ابوحسان, جمال محمود. الدلالات المعنویة لفواصل الآیات القرآنیة. عمان: دار فتح, 1431.

ابوزهره, محمد. المعجزة الکبری القرآن. بی‌جا: دار الفکر العربی, بی‌تا.

ابوزید, احمد. التناسب البیانی فی القرآن، دراسة فی النظم المعنوی والصوتی. رباط: کلیة اآیداب/ مطبعة الجدیدة الدار البیضاء, 1992.

ابوموسی, محمد محمد. خصائص التراکیب، دراسة تحلیلیة لمسائل علم المعانی. هفتم. بی‌جا: مکتبة وهبة, بی‌تا.

ازهری, محمد بن احمد. تهذیب اللغة. بیروت: دار احیاء التراث العربی, 2001.

آخوندی, علی اصغر. “بررسی تطبیقی تعاریف فاصله قرآنی.” مطالعات تقریبی مذاهب اسلامی (فروغ وحدت), شماره 44 (1395): 81-96.

. فواصل و چگونگی ارتباط معنایی آنها با آیات. تهران: دانشگاه تهران, 1394.

باقلانی, محمد بن طیب. اعجاز القرآن. قاهره: دار المعارف, 1997.

بنت الشاطی, عایشه عبدالرحمن. الاعجاز البیانی للقرآن و مسائل ابن الارزق دراسة قرآنیة و بیانیة. دوم. قاهره: دار المعارف, بی‌تا.

بیومی, السباعی السباعی. الفاصلة و بداعة الاسلوب. بی‌جا, بی‌تا.

جوادی آملی, عبدالله. تسنیم؛ تفسیر قرآن کریم. قم: نشر اسراء., 1391-.

جیوسی, عبدالله محمد. التعبیر القرآنی و الدلالة النفسیة. دمشق: دار الغوثانی للدراسات القرآنیة, 1427.

حبیشی, فهد بن عبدالله. ری الظمآن فی بیان القرآن. بی‌تا.

حسناوی, محمد. الفاصلة فی القرآن. بیروت: المکتب الاسلامی, 1406.

حموی, ابوبکر بن علی. خزانة الأدب و غایة الأرب. بیروت: دار و مکتبة الهلال، دار البحار, 2004.

خالدی, صلاح عبدالفتاح. البیان فی اعجاز القرآن. عمان: دار عمار, 1989.

خرقانی, حسن. زیباشناسی قرآن از نگاه بدیع. مشهد: دانشگاه علوم اسلامی رضوی, 1392.

خطیب, عبدالکریم. اعجاز القرآن فی دراسة کاشفة لخصائص البلاغیة و معاییرها (الاعجاز فی مفهوم جدید). دوم. بیروت: دار المعرفة, 1395.

دغامین, زیاد خلیل محمد. اعجازالقرآن و ابعاد الحضاریة فی فکر النورسی، عرض و تحلیل. ازمیر: دار النیل, 1419.

راغب اصفهانی. معجم مفردات الفاظ القرآن. بی‌جا: دار الکاتب العربی, بی‌تا.

رافعی, مصطفی صادق. اعجاز القرآن و البلاغة النبویة. هشتم. بیروت: دار الکتاب العربی, 1425.

رافعی, مصطفی صادق. تاریخ آداب العرب. بیروت: دار الکتاب العربی, بی‌تا.

رشیدرضا, محمدرشید بن علی رضا. تفسیر القرآن الکریم (التفسیر المنار). الهیئة المصریة العامة للکتاب, 1990.

رمّانی, علی بن عیسی, خطابی و عبدالقاهر جرجانی. النکت فی اعجاز القرآن. فی ثلاث رسائل فی اعجاز القرآن. دوم. قاهره: دار المعارف, 1387ق.

زحیلی, وهبة بن مصطفی. التفسیر المنیر فی العقیدة والشریعة والمنهج. دمشق: دار الفکر المعاصر, 1418.

زرکشی, محمد بن عبدالرحمان. البرهان فی علوم القرآن. جلد دوم. بیروت: دار المعرفة, 1415.

سیبویه, عمرو بن عثمان. الکتاب. بی‌جا, بی‌تا.

سید قطب, ابراهیم حسین. التصویر الفنی فی القرآن. شانزدهم. قاهره: دار الشروق, 1423.

سیّد, خضر. الفواصل القرآنیّة - دراسة البلاغیة. بی‌جا: مکتبة الآداب., 1430ق.

سیوطی, جلال الدین. الاتقان فی علوم القرآن. بیروت: دار الجیل, بی‌تا.

. معترک الاقران فی اعجاز القرآن. بیروت: دار الکتب العلمیة, 1408.

صغیر, محمد حسین علی. الصوت اللغوی فی القرآن. بیروت: دار المورخ العربی., بی‌تا.

طوسی, محمد بن حسن. التبیان فی تفسیر القرآن. مکتب الاعلام الاسلامی, 1409.

عامر, فتحی احمد. فکرة النظم بین وجوه الاعجاز فی القرآن الکریم. اسکندریة: المعارف, 1988.

عباس, حسن فضل. اعجاز القرآن الکریم. عمان: بی‌جا, 1991.

عسکری, حسن بن عبدالله. الصناعتین: الکتابة و الشعر. بیروت: المکتیة العنصریه, 1419.

عمری, احمد جمال. مباحث فی اعجاز القرآن الکریم. مکتبة الشباب, 1982.

غازی, محمود احمد. المدخل الوجیز الی دراسة الاعجاز فی الکتاب العزیز. بیروت: دار البشائر الاسلامیة., 1431.

فراهیدی, خلیل بن احمد. کتاب العین. قم: انتشارات هجرت, 1410.

فیروزآبادی, محمد بن یعقوب. القاموس المحیط. جلد هشتم. بیروت: مؤسسة الرسالة, 1426.

قاضی عیاض, عیاض بن موسی یحصبی. الشفاء بتعریف حقوق المصطفی. دوم. عمان: دار الفیجاء, 1407ق.

قیروانی, حسن بن رشیق. العمدة فی محاسن الشعر و آدابه. دار الجیل, 1401ق.

کوّاز, محمد کریم. الاسلوب فی الاعجاز البلاغی فی القرآن الکریم. جلد اول. بنغازی: دار الکتب الوطنیة, 1426.

لاشین, عبدالفتاح. من اسرار التعبیر القرآن، الفاصلة القرآنیة. ریاض: دار المریخ للنشر, 1402.

مبرد, محمد بن یزید. الکامل فی اللغة و الادب. قاهره: دار الفکر العربی, 1417.

مرسی, کمال الدین عبدالغنی. فواصل الآیات القرآنیة. اسکندریة: المکتب الجامعی الحدیث, 1420.

مطعنی, عبدالعظیم ابراهیم محمد. خصائص التعبیر القرآنی و سماته البلاغیة. بی‌جا: مکتبة وهب, 1413.

معرفت, محمد هادی. التمهید فی علوم القرآن. قم: موسسه تمهید، ذوی القربی, 1386.

مکی, ابن عقیلة. الزیادة و الاحسان فی علوم القرآن. . اول. بی جا: مرکز البحوث و الدراسات جامعة الشارقة, 1427.

ملکیان, محمدباقر. بدیع القرآن. تهران؟: دار الاسوة, 1388.

مؤدب, سیّد رضا. اعجاز قرآن در نظر اهل بیت عصمت و بیست نفر از علمای بزرگ اسلام. قم: احسن الحدیث, 1379.

نصار, حسین. الفواصل. قاهره: مکتبة مصر, 1999.

هاشمی, سید احمد. جواهر البلاغة فی المعانی و البیان و البدیع. قم: انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه, 1370.

یاسوف, احمد. دراساتٌ فنیةٌ فی القرآن الکریم. دمشق: دار المکتبی, 1427.

 

 

 

 



[1] علاوه بر آنچه نقل شد می‌توان از عالمان و صاحب نظران بسیاری مانند امام محمد غزالی (نصار، 221، به نقل از نظرات، 158)، حسن ضیاءالدین عتر (همان، 223، به نقل از بینات معجزة خالدة؛259-260)، سید عبدالغفار (همو، 224، به نقل از قضایا فی علوم القرآن تعین علی فهمه)، سید خضر (9)، کمال الدین عبدالغنی مرسی (45؛ 60؛ 65)، فتحی احمد عامر در «فکرة النظم بین وجوه الاعجاز فی القرآن الکریم»، زیاد خلیل محمد الدغامین در «اعجاز القرآن و ابعاده الحضاریة»، احمد جمال العمری در «مباحث فی اعجاز القرآن»، صلاح عبدالفتاح الخالدی در «البیان فی اعجاز القرآن»، محمود احمد غازی در «المدخل الوجیز الی دراسة الاعجاز فی الکتاب العزیز»، محمد کریم الکواز در «الاسلوب فی الاعجاز البلاغی للقرآن الکریم» و عبدالله محمد جیوسی یاد کرد که فاصله را به عنوان یکی از وجوه اعجاز قرآن معرفی و در کتاب‌های خود مورد بررسی قرار داده‌اند.

[2] در همین زمینه می‌توان به سخنان دکتر بنت الشاطی (278)، زحیلی (2: 1510)، احمد ابوزید (251-252) و کمال الدین مرسی (54) استشهاد کرد.

[3] دانشمندان بسیاری در زمینه نقش فاصله در این جهت سخن گفته‌اند که از آنها می‌توان به فتحی احمد عامر (216)، احمد ابوزید (351-352)، کمال‌الدین مرسی (53) و محمد حسین علی صغیر (149) اشاره کرد.

فاصله، جوهر اعجازعلی اصغر آخوندیدکترای علوم قرآن و حدیث، عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شاهرودچکیده:فا صله در پایان آیات، پدیده ای ا ست که یکی از وجوه امتیاز قرآن ن سبت به شعر و نثر عربی به ح ساب م یآید و از عواملی ا ست کهقرآن را از ا سلوب شناخته شده سخن نزد عرب خارج می سازد. ب سیاری از دان شمندان این پدیده را از وجوه اعجاز قرآن بر شمرده وبرخی نیز آن را مغز و جوهر اعجاز نام نهادهاند. بر عکس کتابهای اعجاز به زبان عربی که حتما به مو ضوع فا صله پرداخته اند در زبانفارسی متأسفانه جایگاه فاصله در علم اعجاز ناشناخته مانده و به آن بها داده نشد ه و کلاً کمتر درباره آن بحث شده است. این مقالهمیخواهد پیشینه اعجاز فاصله در کلام بزرگان علم و ادب را نمایان ساخته و آنگاه عواملی را که باعث اعجاز این پدیده گردیده، روشنسازد. عواملی چون جنبه های بلاغی، نظمبخشی و هماهن کنندگی آیات در سوره، فراهم آوردن ا مکان ترنم و ترتیل و تسهیل بخشیبه حفظ قرآن تو سط فا صله. هم نین جلوه های اعجاز فا صله هم ون انواع تنا سب لفظی و معنایی و روابط فوا صل با آیات، سوره وسیاق و یکدیگر به اندازه ظرفیت مقاله مورد بررسی واقع شده است.واژگان کلیدی: فاصله آیات، اعجاز فواصل، بلاغت فواصل، تناسب فاصله، روابط فواصل.-8 تبیین مسئله266 ( در تعریف، آن را به قافیهی شپعر و یا :2 . 149 ؛ سپیوطی. 1473 : فاصپله پدیده ای قرآنی اسپت که گرچه برخی )زرکشپی، 1215 ؛ ابوزید. 351 ( همین پدیده باعث : قرینهی سجع تشبیه کردهاند اما به اعتقاد برخی دیگر از سخنشناسان )کوّاز. 314 ؛ خطیب. 2امتیاز و جدا شدن قرآن از نثر و شعر میشود و نحوهای از کلام جدید به وجود میآید که البته منحصر به فرد و غیر قابل تقلید است.کلام عربی را قبل از نزول قرآن متشکل از دو نوعِ نظم و نثر می دانسته اند، اما بعد از نزول قرآن، کلام عربی به سه نوع تقسیم ش د:شعر، نثر و قرآن. دان شمندان این سبک و ا سلوب را که قرآن آورده و برای آن نه قبل و نه بعد از نزول نم یتوان نظیری یافت معجزهمیخوانند؛ چرا که عادت عرب را نقض کرده و سپخنی آورده خارج از آن ه برایشپان شپناخته و مألوف بود و این خود نشپان معجزهاست. قطعا یًکی از عواملی که در خارج شدن کلام قرآن از عادت مألوف و شناخته شده عرب، نقش اساسی دارد پدیده فاصله است .ازین رو باید همانند گذشتگان این پدیده را وجهی از اعجاز به حساب آورد.قبل از ورود به بحث اصلی، ابتدا باید مفهوم فاصله را روشن ساخت و آنگاه پیش ینه آن را در کلام بزرگانی که از اعجاز سخن گفته اندمعلوم نمود و س س به دلایل این اعجاز پرداخت و جنبههای اعجاز فاصله را نیز کاوید.-8-8 مفهوم شناسی-8-8-8 معنای لغوی فاصلهبه معنای چیزی است که با جداسازی دو قسمت از یکدی گر باعث تمییز دادن و آشکار شدن » فصل « کلمه فاصله اسم فاعل از ریشهالفصل، دیوار بین دو چیز است و محل به هم پیوستگی دو استخوان « : 1742 ( گفته است : آنها میگردد. همانگونه که فیروزآبادی ) 1» مهرهای ا ست که بین دو مهره دیگر در یک ر شته قرار می گیرد و نظم موجود را از هم جدا میسازد » الفا صلة « . از بدن مَفصل ا ست.)329 : 163 ؛ ا بن سیده. 3 : 521 ؛ ازهری. 37 : 575 ؛ ابن منظور. 11 : 126 ؛ ابن فارس. 4 : )ر.ک: فراهیدی. 0-2-8-8 معنای اصطلاحی فاصلهتعاریف زیادی در معنای اصپپطلاحی فاصپپله وجود دارد. برخی آن را حروف همگون پایان آیات دانسپپته اند که باعث فهم بهتر معنا524 ( به اواخر آیات فاصپپله گفتهاند، بیآنکه : میشپپود )رمّانی، 90 ؛ باقلانی. 61 (، برخی دیگر )راغب اصپپفهانی، 395 ؛ ابن منظور. 11266 ( فا صله را کلمه آخر آیه مانند : 149 ( و سیوطی )بی تا. 2 : م شخص سازند منظور حرف، واژه یا جمله آخر آیه ا ست. زرک شی ) 1197» فاصپله توافه حروف پایانی آیات در حروف روی یا وزن اسپت « : قافیه در شپعر و سپجع در نثر معرفی میکنند. هم نین گفته شپده.) )حسناوی. 29این تعاریف گرچه در نوع خود صحیا است اما جامع و مانع نیست. از این رو با توجه به بررسیهای صورت گرفته در منابعی که به اینفاصله دارای دو جنبه صوتی و دلالی است. از جنبه صوتی، « : موضوع پرداخته اند، براین باوریم که میتوان تعریفی دقیهتر ارائه کردفا صله، حروف و کلمه پایانی آیه ا ست که به آیات یک سوره نظم و آهنگی خاص می بخ شد. و از جنبه دلالی، عبارت و جمله پایانی و؛21 . آخوندی 1394 ( » مستقل برخی آیات است که دارای اهدافی خاص بوده و با مفاد و محتوای آیه خود ارتباط معنایی وثیقی دارد.)96-31 . هم نین ر.ک: آخوندی 1395-2-8 وجه نامگذاری فاصلهیکی از نکات مهم درباره فاصله، وجه نامگذاری آن است. چرا با توجه به اینکه عرب قبل از نزول قرآن با سجع و قافیه آشنایی داشتبا این حال فرجام آیات، با این دو واژه شهرت نیافت؟ دلیل نامگذاری فا صله چی ست؟ در پا سخ به این سوال باید گفت، پایان آیات رابدان دلیل فاصله نامیده اند که میان دو کلام فاصله و جدایی ایجاد می کند. به گونهای که با فاصله، آیه از ما بعدش جدا می شود و گویاکِتَابٌ فُصِّلَتْ « هود، 1( و ( » کِتَابٌ أُحْکِمَتْ آیَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ حَکِیمٍ خَبِیرٍ « دانشمندان اسلامی این اصطلاح را از قول خدای تعالیف صّلت، 3( اقتباس کرده اند. هم نین سعی شده به دلیل شرافت و عظمت قرآن اصطلاحاتی انتخاب شود که بین مردم رایج ( » آیَاتُهُاستفاده نشده و » سجع « و » قافیه « نبوده و در نثر و نظم عربی نیز استعمال نمی شده است. به همین جهت از اصطلاحات رایجی مانند؛ 25 ؛ لا شین، 6؛ حبیشی، 99 :1 ،1473 ؛263 : 154 ؛ سیوطی. بی تا، 2 : به جای آن عنوان فا صله به کار رفته ا ست )ر.ک: زرکشی، 1یا سوف، 467 (. هم نین گفته شده ا ست از آنجا که خدای تعالی شعر را از پیامبرش و قرآن )یس، 69 ؛ حاقه، 41 ( سلب کرده واژهقافیه نیز نباید برای قرآن استعمال شود. در مقابل از استعمال اصطلاح فاصله نیز برای شعر منع شده است؛ چون این صفت فقط برای.) 490 ؛ خالدی، 327 : 25 ؛ لاشین، 6؛ مکی، 3 :1 ، کتاب خداست )سیوطی. 1473-9-8 پیشینه فاصله به عنوان یکی از وجوه اعجاز قرآندانشپپپمندانی که درباره اعجاز قرآن سپپپخن گفته اند در تعداد وجوه اعجاز و تحدی قرآن اختلاف نظر داشپپپته و هر کدام وجوهی رابه عنوان یکی از وجوه، یا جزئی از یک وجه نگری سته اند. در اینجا به برخی از آنان ا شاره » فا صله « بر شمرده اند؛ اما ب سیاری از آنان بهمیشود:93 ( بلاغت را وجهی مهم در اعجاز قرآن دانسته و آن ( » النکت فی اعجاز القرآن « ابوالحسن علی بن عیسی رمّانی )م 334 هپپ(؛ دررا ده قسم شمرده، آنگاه پنجمین قسم آن را فواصل برمی شمارد. او اولین کسی است که به صو رت رسمی و مفصل به فواصل پرداختهو آن را تعریف و تقسیم بندی کرده و حد و مرز آن را با سجع روشن ساخته است. اصطلاح فاصله با قلم رماّنی این توانایی را م ییابدکه بر ساق های خود ا ستوار گردد، ری شه های خود را ب روراند و شاخ و برگش را بر کتاب ها بگ ستراند و برای خود حد و مرزی برقرارساخته و به تدریج فصلی تنومند در عرصه مباحثات اعجازی، بلاغی و علوم قرآنی گردد.فوا صل قرآن تمامش بلاغت و حکمت و زیبایی ا ست؛ چرا که راهی برای فهم معانی و « : ای شان درباره جنبه اعجاز فوا صل می نوی سد.» نیکویی در مبانی است. و قرآن به وسیله آن به حدّ اعجازِ بالاتر از حدّ شگفتی و اعجاب رسیده است50 ( نقش مهمی در مباحث اعجاز ایفا کرده ا ست به ( » اعجاز القرآن « قاضی ابوبکر محمد بن طیب باقلان ی)م 473 هپپپپ(؛ با تألیفگونهای که تمام کسپانی که بعد از او آمدند و در این رابطه حرفی زدند، نگاهی به سپخنان او داشپتهاند. باقلانی اشپعری در این کتابمانند رمانی معتزلی و البته مفصلتر از او به بحث فواصل پرداخته است.511 ( در دومین وجه اعجاز قرآن :1( » الشفاء بتعریف حقوق المصطفی « 544 ق(؛ در کتاب - قاضی عیاض بن موسی یحصب ی) 406از مقاطع آیات و فواصپپپل آن سپپپخن به میان آورده و آن را جزئی ا ز صپپپورت نظم عجیب و اسپپپلوب غریبش بیان کرده که مخالفاسلوبهای سخن و روشهای نظم و نثر عرب بود که به آن خو گرفته بودند. چیزی که قبل و بعد آن نظیری برایش یافت نشده است.23 ( فواصپل را به عنوان :1 .1473( » معترک الاقران فی اعجاز القرآن « جلال الدین عبدالرحمن سیوط ی)م 911 هپپپپپ(؛ در کتابسومین وجه اعجاز ذکر کرده و سخن قاضی عیاض را با اضافاتی آورده و س س سخن را درباره آن و انواع و اقسامش ادامه میدهد.191بیتا. ( » تاریخ آداب العرب « 153 ( و ،1425( » اعجاز القرآن و بلاغة النبویة « مصطفی صادق رافعی ) 1930 م(؛ در دو کتاب خود یعنی132 ( فواصل و نقش آن در اعجاز قرآن را از نظر دور نداشته است. یکی از موارد اهتمام او عبارت است از تناسب صداها در فواصل :2و به روش تطبیقی آشکار می سازد که چگونه صداها و حرکات در نظم قرآنی با یکدیگر تناسب دارند و چگونه هر عنصر از این عناصروظیفه خاصی در لحن موسیقی و آواهای آن ایفا میکند.25 ( در بخشپپی با عنوان ( » اعجاز البیانی للقرآن و مسپپائل نافع بن ازرق « عای شه عبدالرحمن بنت ال شاطی ) 1993 م(؛ در کتابتاریخ ه ای از م سائل فوا صل و سجع و نوی سندگانی که در این زمینه مطلبی نگا شت هاند را بیان کرده و » ال سجع و رعایة الفوا صل «هم نین نمونههایی از آن ه فراء و کسپپانی که مثل او قائل به عدول از برخی الفاظ به الفاظی دیگر به دلیل تناسپپب فواصپپل بوده اندآورده و به نقد دلایل آنها پرداخته است.» اعجاز القرآن « در جلد دوم کتاب ،» الاعجاز فی دراسات السابقین « و » اعجاز القرآن « عبدالکریم خطیب ) 1935 م(؛ مؤلف کتابهای235-274 ( به فاصله نیز توجهی ویژه مبذول داشته است و تعاریف و نظرات گذشتگان را نقل و نقد کرده و انواع و اقسام :2 .1395(فواصل را مورد بررسی قرار داشته است و در ضمن آنها دیدگاههای بِکر خود را نیز ارائه کرده است.225-231 ( در پاسخ به مستشرقانی که گفته اند قرآن کتابی است ( » الاعجاز القرآن الکریم « فضل حسن عباس ) 2711 م(؛ در کتابکه جملات در آن از ارتباط منطقی برخوردار نیسپپتند به دفاع برخاسپپته و ارتباط فواصپپل را با آیات مورد بررسپپی قرار داده اسپپت.هم نین در تقریظ بر کتاب شپپاگرد خود ابوحسپپان وجوه اعجاز را بسپپی ار متعدد میداند که البته همه آنها در تمام آیات قرآن کریمیافت نمیشود. بعضی از آنها در آیه ای و برخی نیز در آیهای دیگر وجود دارد. ولی نکته جالب این ا ست که فا صله قرآنی وجهی ا ستمن نمیگویم فا صله ا ز « : که هیچ آیهای از قرآن کریم خالی از آن نی ست. زیرا در هر آیه ای، فا صله ه ست.... آ نگاه نتیجهگیری میکند.) ابوحسان. 0 ( » مهمترین ستونهای اعجاز است بلکه آن مغز اعجاز و جوهر آن استمحمد ابوزهره ) 256 ( نیز فوا صل را در کنار ا سلوب و الفاظ ق سمتی از حلاوت منح صر به فرد قرآن معرفی کرده و تأکید می کند کهترنم مقاطع، حروف، کلمات، جملات، فواصل و ابعاد آن همه و همه برای عرب معجزه بوده است.06 ( نام برد که فواصپپپل را از وجوه اعجاز برشپپپمرده و دلیل آن را برگشپپپتش به : هم نین میتوان از محمدطاهر بن عاش وْْر ) 1زیباییهای سپپخن و فصپپاحت کلام می داند و اینکه توقف نزد فواصپپل از اهداف بلاغی اسپپت تا د ر گوشها قرار گرفته و سپپ س بازیباییهای همگونش در جان شنوندگان تأثیر بخشد. در جای دیگر نیز فواصل را از تمام کننده های فصاحتش معرفی کرده که حظ و.)143 :22 ؛354 : بهرهای از اعجاز دارد )همان، 5نگاشته است به فواصل اختصاص داده است و به تفصیل مباحث » وجوه اعجاز القرآن « حسین نصا ر نیز اولین کتابی که با عنوان کلیآن را مورد پژوهش قرار داده است.را که 601 صپفحه اسپت تحت » الدلالات المعنویة لفواصپل الآیات القرآنیة « باید از جمال محمود ابواح سا ن نیز یاد کنیم که کتابنگا شته و به ط ور مف صل همه مو ضوعات مربوط به فا صله را مورد پژوهش قرار داده » درا سة فی بیان القرآن الکریم و اعجازه « عنواناست 1 .همان گونه که ملاحظه شد از عالمان متقدم تا محققان و پژوه شگران معا صر همه در اینکه فا صله نقش اسا سی در اعجاز قرآن داردهمداستان هستند. اما آن 224 ( نیز اشاره کرده است برخی از این عالمان که اکثریت نیز هستند، فواصل را به . گونه که نصار ) 1999تنهایی وجهی از وجوه اعجاز برشمرده و برخی دیگر مانند قاضی عیاض و ابوحمزه علوی و ابوزهره، جزئی از یکی از وجوه اعجاز. اما دراینکه فواصل در مبحث اعجاز سهم زیادی را به خود اختصاص داده است کسی شک و تردیدی روا نداشته است و همین به تنهایییکی از مهمترین دلایل اهمیت و ارزش فواصل قرآنی را در بحث اعجاز به اثبات میرساند.1 علاوه بر آن ه نقل شد می توان از عالمان و صاحب نظران بسیاری مانند امام محمد غزالی )نصار، 221 ، به نقل از نظرات، 153 (، حسن ضیاءالدین عتر )همان،267 (، سپپید عبدالغفار )همو، 224 ، به نقل از قضپپایا فی علوم القرآن تعین علی فهمه(، سپپید خضپپر ) 9(، کمال الدین - 223 ، به نقل از بینات معجزة خالدة؛ 259اعجاز القرآن و ابعاده « زیاد خلیل محمد الدغامین در ،» فکرة النظم بین وجوه الاعجاز فی القرآن الکریم « 65 (، فتحی احمد عامر در ؛67 ؛ عبدالغنی مرسپپپی ) 45المدخل الوجیز « محمود احمد غازی در ،» البیان فی اعجاز القرآن « صلاح عبدالفتاح الخالدی در ،» مباحث فی اعجاز القرآن « احمد جمال العمری در ،» الح ضاریةو عبدالله محمد جیوسی یاد کرد که فاصله را به عنوان » الاسلوب فی الاعجاز البلاغی للق رآن الکریم « محمد کریم الکواز در ،» الی دراسة الاعجاز فی الکتاب العزیزیکی از وجوه اعجاز قرآن معرفی و در کتابهای خود مورد بررسی قرار دادهاند.192اما متاسفانه در زبان فارسی جز دکتر سید رضا مؤدب ) 1309 ( در کتاب اعجاز خود که در حد دو سه صفحه به بحث فواصل پرداختهاست در کمتر کتاب اعجازی می بینیم که این بحث مطرح شده باشد. امیدواریم به برکت این همایش جایگاه فواصل در موضوع اعجازقرآن بازسازی گردد.-2 عوامل مؤثر در اعجازِ فاصلهبرای اثبات اعجاز فاصله در قرآن میتوان از عوامل فراوانی یاد کرد که مهمترین آنها عبارتند از:-8-2 فاصله، تجلی بلاغت قرآنفاصپله در آیات نشپاندهنده بلاغت قرآن بوده و نقش مهمی در این زمینه ایفا میکند. اگر بلاغت به معنای بیان سپخن بر اسپاس23 (، مطم ناً یکی از بهترین . مقتضپای حال مخاطب، رسپایی بیان و تأثیرگذاری آن در جان و ذهن شپنونده اسپت )هاشپمی 1307مصاد یه آن در قرآن فواصل است. تنوع فواصل حتی در آیه هایی که محتوای آنها یکی است نشانِ بیان مطلب بر اساس مقتضای حالمخاطب و تأثیرگذاری آن است و حتی تفاوت فواصل آیات و سوره های مکی و مدنی نیز بر اساس همین اصل قابل توجیه است. حالبه نظرگاه برخی از عالمان بنگریم:فواصل بلاغت است ... فواصل قرآن « : 93 ( بلاغت را به ده قسم، تقسیم و فواصل را در ردیف پنجم جای داده و می گوید - رمّانی ) 90.» بلاغت و حکمت است؛ زیرا راهی است برای فهم معانی که در بهترین صورت برای دلالت به آن محتاج است92 ( نیز پس از این که قرآن را سخنی در بالاترین طبقه بلاغت معرفی کرده، وجود فواصل همشکل را یکی از وجوه : شیخ طوسی ) 6بلاغت قرآن بر شمرده و معتقد ا ست هم شکلی مقاطع آیات در فواصل، همراه با چرخش سخن به بهترین صورت، معنای مقت ضی را217 ( که فواصل را از ارکان بلاغت در بیان میداند. : بیان میکند. همین گونه است دیدگاه آیت الله معرفت ) 5دان شمندان در معرفی فوا صل به عنوان یکی از ن شانه های بلاغت قرآن هم صدا ه ستند 1. برای آن که م شخص شود این هم صداییگزافه نیست، کافی است به کتاب های بلاغی بنگریم و به سه دانش معانی، بیان و بدیع نظری بیفکنیم؛ آنگاه خواهیم دانست ک ه نکاتبسیار زیادی از صنایع بلاغی در فواصل نهفته است که در جملات دیگر قرآن کمتر وجود دارد.-2-2 فاصله، زینتبخش قرآن160 ( در این : 151 ( و ... فواصل را موجب زیبایی و حُسن قرآن دانسته اند. رشید رضا ) 1 : 59 (، زرکشی ) 1 - رمّانی ) 93 (، باقلانی ) 53از لطائف بدیعی که نظم قرآن را مخالف نظم کلام عرب )از شعر و نثر( می سازد این ا ست که بی شتر سوره ها دارای « : باره مینوی سد.» نظم خاص و فواصل قافیهدار هستند و این امر به حسن و زیبایی قرآن و تأثیر بخشیاش در قلب میافزاید61 ( در تف سیر خود در موارد مختلف توافه و ه ماهنگی فوا صل را از زیبایی کلام می داند که به شکوه، ارزش و تأثیر ،5 : زحیلی ) 27فواصل در قرآن صورت های گوناگونی به خود میگیرند و به شکل رن ها « : 210 ( مینویسد -216 : آن میافزاید. عبدالکریم خطیب ) 2.» ونغمههای مختلفی در میآیند و از این همه جز زیبایی تجدید شونده نمییابی و زبان نیز از آن جز پاکیزههای متنوع بهره نمیبردبه هرحال فوا صل به زیبایی ا سلوب و قدرت عبارت که در تمام آیه های قرآن موجود ا ست، ا ستحکام می بخ شد و خود سبب و علتیبرای زیبایی نظمآهن قرآن است که وجدان را تحریک و بر عظمت خدای سبحان دلالت میکند. این مس له به ویژه در هنگام تلاوت،زیبایی آهن و نیکویی صوت را چند برابر میکند.به همین دلیل بر این باوریم که فواصپپل آیات که جامع زیباییهای لفظی، صپپوتی، موسپپیقی و نظم معنایی اسپپت، به قرآن زینت وجذابیت خاصی بخشیده و از عوامل اعجاز در زیبایی بینهایت آن است.-9-2 فاصله، باعث همسبتگی، هماهنگی و نظم بخشی به آیات و سورههااز عوامل دیگر برای اعجاز فا صله می توان به نقش آن در همب ستگی، هماهنگی و نظم آفرینی لفظی و مو سیقایی پایان آیات ا شارهکرد. فا صله به آیات یک سوره یا گروهی از آیات در یک سوره نظم، آهن و شخ صیت خاص م یبخ شد و باعث می شود سوره ها وقسپپمتهایی از آنها از یکدیگر متمایز باشپپند. این موضپپوع را این گونه میتوان بیان کرد که تناسپپب میان فرجام های آیات همانندطرازی پایان آنها را در یک خط مستقیم قرار داده و مثل رشتهای بن آنها را به هم پیوند می دهد و شیرازهای است که آیات را در کنارهم گرد می آورد. این آرایهی زیباسپپاز، افزون بر آراسپپته کردن آیات، در همبسپپته کردن آنها نیز نقش به سپپزایی دارد. هنگامی که1 252 ( و کمال الدین مرسی ) 54 ( استشهاد کرد. - 1517 (، احمد ابوزید ) 251 : در همین زمینه میتوان به سخنان دکتر بنت الشاطی ) 203 (، زحیلی ) 2193خواننده سپورهای از قرآن را میخواند در سپراسپر آن احسپاس یکنواختی و همواری میکند و آیات آن را منسپجم میبیند )خرقانی..)196-195سوره های قمر، رحمن و واقعه در کنار هم واقع شده اند، اما هر یک با نظم و آهن و ریتمی خاص خودنمایی میکنند. دو سوره مزمّلو مدثَر نیز همین ویژگی را دارند. در سپپوره مریم آیات 34 تا 47 و 04 تا پایان سپپوره از دیگر آیات سپپوره متمایز هسپپتند. آن چه بهسوره ها و گروههایی از آیات نظم و آهنگی خاص میبخشد، فواصل است. یعنی هر سوره یا هر دسته از آیات با تغییر فاصله نظم خاصبه خود میگیرد و همین باعث تمایز آن سوره و آیات میشود.سخن فراء را که آگاهی می داد فاصله، کلید وزن قرآن یا ضرب آهن نظم آن است و در مقیاس کلی قرآن گفته شده ، باید در مقیاسکوچکتر که عبارت از سوره های قرآنی و یا د سته هایی از آیات است نیز صادق دانست؛ یعنی فواصل هر سوره کلید نظم و وزن آنسوره هستند.-4-2 فاصله، عامل تأثیر قرآن در جانهایکی از ابعاد اهمیت فواصل قرآنی تأثیری است که در قلب و جان انسان دارد، به گو نهای که با قرائت و یا استماع آیات، انسان اثری درقلب و جان خود احساس میکند و به آرامش میرسد. قرآن به دلیل همین تأثیر بر سمع و نقش مؤثر در نفس به انسجام پایان آیات وفواصل عنایت و توجه ویژه دارد.02 ( غرض بلاغی توقف :1 . 156 ( معتقد است جایگاه نیکوی فاصله تأثیری شگرف در جان آدمی دارد. ابن عاشور ) 1934 : زرکشی ) 1نزد فواصپپل را قرار گرفتن مفهوم در گوش شپپنونده میداند و این که جان شپپنوندگان با زیبایی های این همانندی تحت تأثیر قرارمیگیرد؛ همان گونه که با قافیهها در شعر و اسجاع در کلام مسجوع تحت تأثیر قرار میگرفت.آن چه « : تمام کسانی که در این زمینه تحقیه کرده اند به محرک بودن و تأثیربخشی فواصل اذعان نموده اند. قرآنپژوهی نوشته استما اعتقاد داریم این اسپپت که قرآن هنگامی که فاصپپله را مراعات می کند و بر آهنگش پایدار میماند قویترین وسپپیلهاش را در تأثیرحفظ میکند. چرا که آهن و آوای کلمات و هماهنگی و تناسب بین آنها، زبانی است که در نفس و ضمیر آدمی رخنه می کند و روحرا به سوی افه های قد سی بالا می برد و م ستی ای ایجاد میکند که هر کس این آیات را با ترتیل بخواند آن را حس میکند، صدایشدر آن لرزان و بریده بریده شپپده، همراه با آهن هایش تلاطم میگیرد. سپپ س به این فواصپپل منتهی می شپپود و نزد آن قرار و آرام.) ابوموسی. 359 ( » مییابدالبته قابل ذکر است که همسانی و سازگاری فواصل با تلقینات معنایی که با خود دارد، در هنگام استماع، تأثیری خاص در جان ایجادمیکند و همین تأثیر گذاری عمیه در جان و روح بشر به اهمیت و اعجاز فواصل می افزاید.-5-2 فاصله، ترکیب کننده لفظ، موسیقی و معناآیات قرآن از جهات لفظ، آهن و معنا معجزه بوده و در اوج ف صاحت و بلاغت ا ست. در این میان فا صله به عنوان جزء متمم آیه بایدبه گونهای عمل کند که در آن واحد این سه جهت با یکدیگر ترکیب شوند. آیات قرآن با رساترین الفاظ و واژگان، زیباترین موسیقی وآهن را تولید کرده و این هر دو در خدمت معنا قرار گرفته و تأثیرگذارترین محتوا را ارائه م یدهد. بدین گونه عبارت یا کلمه پایانیآیه در اتصالی دقیه و ویژه با متن و محتوای آیه بوده و به وسیله آن یک واحد منسجم و کاملاً مرتبط به نام آیه شکل میگیرد.من ارزش این هماهنگی لفظی و آهن ویژه این تنا سب و ان سجام « : خانم بنت ال شاطی ) 203 ( این مو ضوع را این گونه بیان می کندخیره کننده را که هنر بلاغت در آن متجلی ا ست کم نمی دانم. هنری که عبارت ا ست از ب یان معنا با پربارترین لفظ، جالبترین تعبیر.» و زیباترین آهن و موسیقی46 ( نیز بر این باور است که فاصله در آن واحد دو بار و وظیفه را به دوش میکشد؛ باری که از جایگاه موسیقی دارد و - دکتر نصار ) 45وظیفهای که برای تمام کنندگی معنای آیه دارد ... فا صله نقش خود ر ا در ا ستحکام بناء آیه در شکل و م ضمون، یا در مبنی و معنی،به اندازه مساوی ایفا می کند. چرا که شیوه آیه در تقدیم و تأخیر، حذف و اضافه، فصل و وصل فقط بر اساس اعتبارات شکلی محضنیسپپت بلکه در عین حال معنا را نیز تبعیت میکند و این چنین بر اسپپتحکامش بر مطم نترین وجوه احکام سپپهیم میشپپود. و این194همان چیزی است که زمخشری در کشاَف قدیمش اشاره کرده است که در استحکام لفظی یا نظم موسیقی قطعا نًقش فاصله بسیارواضا و آشکار است 1 .به هر حال پیوند ناگسستنی میان لفظ و معنا در سراسر فواصل آیات قرآنی و مؤانست آوایی معنایی میان آنه ا، نوایی احساس برا نگیزپدید میآورد و نسیمی روح افزا را به وزیدن وامیدارد که باعث خلجانات روحی میشود و این موضوع یکی از عوامل اهمیت این پدیدهقرآنی میباشد و آن را در ردیف مسائل اولویتدار برای پژوهش قرار میدهد.-6-2 فواصل، تداعیگر فضای کلی سورهفوا صل هر سوره چه از نظر الفاظ و کلمات، و چه از نظر مو سیقی و آهن و چه از جهت معنا و دلالت، جو و ف ضای کلی سوره رانشان میدهند و این امر نیز بر اهمیّت فواصل میافزاید.به عبارات پایانی آیات نباید فقط در همان آیه نگریسپته شپود، باید در مجموع قصپه و داسپتان، بلک ه در تمام سپوره و بالاتر در کلقرآن نگاه کرد. نباید فا صله را در ترازوی سرانجام یک آیه فقط وزن کرد و نباید عظمت آن را بر حکم جزئی محل ذکرش حمل کرد،چرا که از حقَش کا سته می شود. این فواصل سر شنونده را از جزء پراکنده به سمت یک کل بسیط و از اجزای تفصیل داده شد ه به.)04- سمت یک کل مجمل بالا میبرد و نگاهش را متوجه مقصد بلند مرتبه میگرداند )دغامین. 03حتی بر همین مبنا است که اسماء و صفاتی که پایان آیات یک سوره آمده است، تعلیل و برهان اجمالی مضمون همان سوره است.)159 : و بررسی آنها به شناخت سوره و پی بردن به عصاره آن کمک میکند )جوادی آملی. 33از جنبه مو سیقایی و لفظی نیز فواصل یک سوره نشان دهنده فضای کلی سوره هستند. از همین رو تمامی فواصل که آیات بدانختم میشوند صورتهای کاملی از جملههای موسیقیایی هستند. آهن و لحن این فواصل تناسبی با معانی آنها دارد و همگام با تغییرمطالب و مضامین آیات متغیر و متنوع می شوند. به گونه ای که میتوان گفت فوا صل قرآنی نماینده محیط و جو مطالب و مقا صد آنهامیباشند.همانا آهن و موسیقی فاصله در سوره محمّد )ص( « : 3237 ( چه زیبا درباره سوره محمّد )ص( نوشته است :6 . سید قطب ) 1423- که سوره قتال نیز نامیده می شده - از همان آغاز سوره گویا گلوله های سنگین است: اعمالهم، بالهم، امثالهم، اهواءهم، امعاءهم. حتی.» آن هنگام که سبک میشود به چرخاندن شمشیرها در هوا شباهت پیدا میکند: اوزارها، امثالها، اقفالهابنابراین برای شناخت فضای کلی یک سور ه از نظر معنا و مو سیقی می توان از فوا صل آن کمک گرفت و این امر بر اهمیت و اعجازفواصل میافزاید.-7-2 فاصله، امکانی برای ترنّم و ترتیلاز دیگر کارکردهای اعجازگون فا صله آن ا ست که به آیه و خصو صاً پایان آن ریتم و آهنگی خاص داده و امکان تلاوت آن را با ترنمفراهم میآورد. اصولا اًز آنجا که قرآن در بین مردمی نازل شد که به شنیدن بیشتر از نو شتن و خواندن علاقه و عادت داشتند، قرآننیز بر اساس سبک و اسلوب شنیداری و صوتی نازل شد تا بر اساس قواعد نوشتاری )کوّاز، 373 (. به همین جهت نقش وزن و موسیقیقرآن در امتی امّی نازل شپپد که بیش از آن چه بنویسپپد « : را در آن برجسپپته میبینیم. یکی از نویسپپندگان در این مورد مینویسپپدمی شنود. پس عجیب نیست که نص کتابش بر سبک صوتی و شنیدنی اهتمام بگذارد و اسجاع به انداز های در آن وارد شود که تلاو تبر آنها صورت گرفته و به صورت ترتیل خوانده شود و در آن از سبک های موسیقایی وجود داشته باشد که برای آنها سابقه نداشته، با.) جیوسی، 133 ( » این که امت شعر و موسیقی بودندحال که قرآن خواندنی و شنیدنی است و از نظر وزن و موسیقی نیز در اوج فصاحت و بلاغت است و امکان قرائت و ترتیل همراه باتجوید را نیز به بهترین صورت فراهم می کند پس باید بی شترین نقش به عهده فا صله که در پایان آیه آمده ا ست گذا شته شود. بههمین دلیل اغلب فواصپپپل با حروف مد و لین پایان م یپذیرد، چرا که قابلیت بیشپپپتری برای ترنم و نغمه پردازی دارد. قرآن کریمآسانترین محلهای وقف و گواراترین مقطعها را با حروف مد و لین و الحاق نون همراه کرده است تا قاری پر ذوق را بر آواز قادر سازدعرب هر گاه آواز میخواند « : و این همان است که عرب از قدیم به آن میل داشته است )لاشین. 43 (. سیبویه )بیتا. 334 ( گفته است1 352 (، کمالالدین - دان شمندان ب سیاری در زمینه نقش فا صله در این جهت سخن گفته اند که از آنها میتوان به فتحی احمد عامر ) 216 (، احمد ابوزید ) 351مرسی ) 53 ( و محمد حسین علی صغیر ) 149 ( اشاره کرد.195در .» را به هم ملحه می سازد چرا که ق صد ک شی دن صدا را دارد و هر گاه آواز نمی خواند آن را ترک میکند » نون « و » یاء « و » الف «بیشپتر فواصپل قرآن کریم، حروف مد و لین یا هاء سپکت آمده اسپت؛ چرا که امکان ترنم و ترتیل را برای قاری فراهم می آورد، همانگونه که تماثل و تقارب در حروف و وزنهای کلمات دو فاصپپله یا بیشپپتر رعایت شپپده اسپپت. این کاری هنرمندانه، نو و بدیع اسپپت)بیومی، 30 (. فا صله به تلاوت قرآن به صورتی زیبا و نیکو با نغمه های ریتمی و آهنگین یاری میر ساند و این هماهنگی و توافه زیبا.) در قرآن بر کسی پوشیده نیست )مطعنی، 225-1-2 فواصل، تسهیل کننده حفظ قرآنفواصل قرآنی با نظم و آهنگی که دارند به حفظ آیات کمک نموده و کار حافظ را آسانتر میکنند. غالب فواصل قرآن از نظر حروف،متماثل یا متقارب هستند و این تشابه و نزدیکی در فواصل، حفظ آن را سهل و آسان میگرداند. هم نین از همگونی فواصل در تعیینحدود مقاطع، حفظ و نشاط حافظ در پایان هر کدام از آنها استفاده میشود.خداوند حفظ قرآن را با اسباب بسیاری آ سان کرده است. آ شکارترین از نظر « : 132 ( مینوی سد : م صطفی صادق رافعی )بیتا. 2منفعت و اوّلین آنها از نظر جایگاه، همین سپپورههای کوتاه هسپپتند که دارای کلمات معدود و آیات اندکی هسپپتند. البته علاوه بر آن،آیاتش با یک فا صله و یا فوا صل کمی، همراه با کوتاهی مابین فا صله ها میآیند... و هرگاه خوا ستی به شگفتی این معنا بر سی، پستأمّل کن در آخرین سوره قرآن و اوّلین چیزی که کودکان آن را حفظ می کنند و آن سوره ناس است. بنگر که نظم آن چگونه است ورا که شدیدترین » سین « است در آن تکرار می شود. چگونه است که در فواصل سوره جز حرف » النَاس « چگونه فاصله که ه مان واژه.» حرف از نظر صفیر و طربانگیزترین بر گوش کودک کوچک است نمیبینیبه هر حال فواصپپل با حروف متماثل و متقاربش و لحن و آهن جذَابش حفظ آیات قرآن را تسپپهیل نموده و به اهمیت آن از اینجهت میافزاید.-9 جلوههای اعجازِ فاصلهجلوههای اعجاز فاصله را در ابعاد لفظی، صوتی و موسیقایی و دلالی و معنوی میتوان برشمرد. در اینجا به علت محدودیت به تناسبو روابط فواصل پرداخته میشود:-8-9 تناسب فواصل آیاتیکی از مهمترین جنبه های اعجاز فاصله تناسب آن با محتوای آیه است که به طور کلی می توان در دو دسته خلاصه کرد: تناسبمعنایی و تناسب لفظی.-8-8-9 تناسب معناییمناسبت معنوی آن است که سخنور معنایی را آغاز کند. آنگاه سخنش را با عبارتی که با آن معنی مناسبت معنایی و نه لفظی داردبه پایان برساند. نمونههای زیادی از آیات را برای این نوع مناسبت می توان بیان کرد، اما فقط به یک مورد بسنده میشود:) انعام، 173 ( » لاَّ تُدْرِکُهُ الأَبْصَارُ وَهُوَ یُدْرِکُ الأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ «دارد و این کلام در قالب تمثیل ظاهر شده ا ست؛ زیرا » لطف « معنای این که چ شم ها، چیزی را د رک نمی کند تنا سب با معناینزد مخاطب معلوم ا ست که چ شم ج سم های لطیف مانند هوا و سایر عنا صر و جوهرهای بسیط را ادراک نمی کند. بلکه چ شم رنچیزهای رن پذیر و ابعاد وجودی هر موجود مادی را ادراک میکند. پس این تمثیل برای آن اسپپت که شپپنونده آن را در ذهن خودادراک « مناسب با » خبیریت « که اتصاف به صفت » وَهُوَ یُدْرِکُ الأَبْصَار « مجسم کند و غایب را بر حاضر قیاس کند. همین گونه استاست. پس چون خدای سبحان به منظور تکمیل مدح و به مقت ضای بلاغت که صحت بخ شیدن به مع نای مدح ا ست و برای » اب صارجلوگیری از پندار کسپی که می پندارد اگر خدا قابل ادراک نباشپد موجود نیسپت، خواسپت اثبات کند که چشپم ها را یعنی صپاحبانوَهُوَ یُدْرِکُ « : چشپپمها را – همان چشپپم هایی که قابل ادراک بودن خود را برای آنها نفی کرد- ادراک میکند. پس لازم شپپد بگویدرا عطف » وَهُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ « تا برای ذات خود، وجود و امری زاید بر وجود را ثابت کند. آنگاه بر جمله اول و دوم عبارت » الأَبْصپپپَارَکرد تا معنای آخر کلام با اول آن و عَجُز آن با صدرش متناسب باشد. و لفظ خبیر را از آن جهت بر لفظ )بصیر( ترجیا داد که معناییدارد؛ زیرا این طور نیست که هر کس که چیزی را دید یا درک کرد درباره آن علم و اطلاع داشته باشد؛ » ادراک « و » ابصار « افزون برموصوف می شود و آن معنای مدح را » ایغال « بنابراین فاصله آیه متضمن معنایی علاوه بر معنای کلام است و به سبب آن آیه به فن.)153 : 360 ؛ ر.ک: حموی، 360 ؛ نویری، 0 - 234 ؛ بی تا، 363 -231 ، تمامیت می بخشد )ابن ابی الاصبع 1363196-2-8-9 تناسب لفظیابن ابی الاصپبع و دیگران مناسپبت لفظی را به آوردن کلمه های موزون و مقفَا و یا موزون غیر مقفا معنا کرده اند. اگر مناسپبت دروزن و قافیه باشد، مناسبت تام است و اگر فق ط در وزن بدون قافیه باشد، مناسبت ناقص است. مناسبت ناقص در کلام فصیا بیشتراست زیرا در آن قافیه آوردن ضرورت ندارد. ولی اگر بدون تکلف به آوردن قافیه متمایل شد کلام نیکوتر است و اگر تمکین نکرد، اصلدر کلام همان رعایت وزن است و چیزی جز آن نیست.ق وَالْقُرْآنِ الْمَجِیدِ، « : مناسبت لفظی ناقص مانند .)2- ق، 1 ( » بَلْ عَجِبُوا أَن جَاءهُمْ مُنذِرٌ مِّنْهُمْ فَقَالَ الْکَافِرُونَ هَذَا شَیْءٌ عَجِیبٌن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُون ، « : مناسبت لفظی تام مانند مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّکَ بِمَجْنُونٍ، لَهُمْ شَرَابٌ « 3( و - قلم، 1 ( » وَإِنَّ لَکَ لَأَجْراً غَیْرَ مَمْنُونٍ.)159 : 363 ؛ حموی، 307 ؛ نویری، 0 - 234 ؛ بی تا، 360 ، یونس، 4()ابن ابی الاصبع 1363 ( » مِّنْ حَمِیمٍ وَعَذَابٌ أَلِیمٌ-2-9 گزینههای انحصاری ارتباط فاصله با آیهابن ابی الا صبع ) 654 ق( سعی کرده ا ست برای ارتب اط و تنا سب فا صله با آیه قاعده و قانونی بیابد. ای شان معتقد است که ارتباط133 ؛ بی تا، ، فاصله با آیه خود منحصراً در یکی از چهار گونه: تصدیر، توشیا، ایغال و تمکین امکان پذیر است )ابن ابی الاصبع 1363169 ( و سیوطی ) بی : 224 (. این سخن مورد پذیرش علمای علم بلاغت قرار گرفته است. دانشم ندان علوم قرآنی از جمله زرکشی ) 131 ( نیز این سپپخن را در کتابهای خود نقل کرده و بدون هیچ گونه نقد و افزایشپپی آن را پذیرفتهاند )ر.ک: :1 ،1473 ؛203 : تا، 2513 ؛ حسناوی، 319 ؛ ابوزید، 369 ؛ لاشین، 39 ؛ مؤدب، 156 به بعد(. : 193 ؛ مکی، 3 : معرفت، 5-8-2-9 تصدیرع سکری، 110 ( نیز نامیده اند آن ا ست که واژه فا صله عینا در آیه آمده با شد و ختم ( » رد العَجُز علی ال صدر « ت صدیر که برخی آن را؛169 : کلام با عبارتی با شد که در ق سمت قبل از آن، مورد استفاده قرار گرفته است )ر.ک: ابن ابی الا صبع، بی تا، 224 ؛ زرک شی، 1.) 522 ؛ نصار، 113 ؛ ملکیان، 131 : 273 ؛ مکی، 3 -271 : معرفت، 5296 ( تصدیر را شامل سه قسم میداند: - ابن معتز ) 240-1 کلمه آخر آیه با کلمه آخرِ قسمت قبل از فاصله موافقت و هماهنگی داشته باشد؛ مانند:.) نساء، 166 ( » لَکِنِ اللَّهُ یَشْهَدُ بِمَا أَنْزَلَ إِلَیْکَ أَنْزَلَهُ بِعِلْمِهِ وَالْمَلائِکَةُ یَشْهَدُونَ وَکَفَى بِاللَّهِ شَهِیدطا «-2 کلمه آخر آیه با یکی از کلمات میانه آن موافقت داشته باشد؛ مانند:.) بقره، 16 ( » أُولَ کَ الَّذِینَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدَى فَمَا رَبِحَتْ تِجَارَتُهُمْ وَمَا کَانُوا مُهْتَدِینَ «-3 کلمه آخر آیه با کلمه اول آن موافقت و مطابقت داشته باشد.141 ؛ ع سکری، - انعام، 17 ( )ابن معتز، 147 ( » وَلَقَدِ ا سْتُهْزِئَ بِرُ سُلٍ مِنْ قَبْلِکَ فَحَاقَ بِالَّذِینَ سَخِرُوا مِنْهُمْ مَا کَانُوا بِهِ یَ سْتَهْزِئُون « : مانند.) 297 ؛ مطعنی، 233 ؛ عامر، 210 - 33 ؛ حسناوی، 239 :1 ،1473 ؛236 : 335 ؛ سیوطی، بی تا، 2درباره تصدیر به درستی گفته شده است که آن به کلام ابهت و عظمت داده و آن را لباسی از رونه و لطافت می پوشاند و بر تازگ ی،3(؛ اما روشن است که ارتباط در این قسم بیشتر ل فظی است. یعنی گاه همان واژه که در : شکوفایی و طراوتش می افزاید )قیروانی، 2قسمت قبل از فاصله آمده است در فاصله نیز تکرار میشود و گاه نیز صیغه دیگر و یا نوعی از اشتقاق و جناس تکرار میشود.-2-2-9 توشیح134 ؛ بیتا، 223 (. یا آنکه در آغاز کلام ، توشیا آن است که معنای ابتدای کلام بر لفظ پایان آن دلالت کند )ابن ابی الاصبع 1363چیزی مقدم شود که دلالت معنایی بر فاصله نماید )مطعنی، 100 (. وجه نامیدن آن به توشیا نیز این است که معنا به مانند حمائلیفرود میآید. اول کلام و آخر آن به منزله شانه و پهلو ا ست که حمائل بر آن دو قرار می گیرد. به همین دلیل نیز گفته شده ا ست که.) 134 ؛ بی تا، 223 ، فاصله قبل از آمدنش مشخص میشود )ابن ابی الاصبع 1363آیات فراوانی برای توشیا میتوان بیان کرد؛ از جمله:.) آل عمران، 33 ( » إِنَّ اللَهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحاً وَآلَ إِبْرَاهِیمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِینَ «معنای برگزیدن افراد مذکور در آیه، فاصله را مشخص میسازد چرا که این افراد از جنس عالمین هستند..) یس، 30 ( » وَآیَةٌ لَّهُمْ اللَّیْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظْلِمُونَ «190کسی که سوره یس را خوانده باشد و بداند که فواصل آن نون مردفه است همین که قسمت اب تدایی آیه را بشنود متوجه میشود کهاست. چرا که وقتی روز از شب کنده شود در این حال تاریکی حاکم می شود )عسکری، 332 ؛ ابن ابیالاصبع، بی تا، » مُظْلِمُونَ « فاصله: 522 ؛ حموی، 1 : 272 ؛ مکی، 3 ،193 : 39 ؛ معرفت، 5 :1 ،1473 ؛230 : 135 ؛ سیوطی، بی تا، 2 -134 ،169 : 223 ؛ زرک شی، 1 ،224.) 409 ؛ مطعنی، 233 ؛ حسناوی، 297 ؛ نصار، 110 ؛ مؤدب، 156 ، 223 ؛ یاسوف، 400درباره تفاوت توشیا با تصدیر باید گفت، دلالت تصدیر لفظی و دلالت توشیا معنایی است. در تصدیر کلمه فاصله در قسمت قبلآیه با همان لفظ و از همان ریشه وارد شده، اما در توشیا، آن کلمه یا مشتقاتش وارد نشده است، بلکه معنای قسمت ابتدایی، ما را بهکلمه فاصله هدایت میکند.-9-2-9 ایغالایغال عبارت است از این که متکلم بخواهد معنای سخنش را پیش از رسیدن به پایان آن کامل کند، س س برای مقطع کلام لفظی135 (. یا آنکه معنای کلام قبل از رسیدن به فرجامش ، میآورد که معنایی افزون بر معنای کلام را بیان میکند )ابن ابی الاصبع 1363پایان یافته است، اما با مقطعی دیگر بر آن بیفزاید که باعث وضوح، شرح، تأکید و یا نیکویی در معنا شود )نصار، 127 (. هم نین گفته.) مطعنی، 233 ( » به پایان رساندن کلام با زیادتی که معنی بدون آن نیز تمام است « : شده است.) یس، 21 ( » اتَّبِعُوا مَن لاَّ یَسْأَلُکُمْ أَجْراً وَهُم مُّهْتَدُونَ « : ماننداضپپافه میگردد و همین » وَهُم مُّهْتَدُونَ « تمام میشپپود اما برای تناسپپب پایان آیات » مَن لاَّ یَسپپْأَلُکُمْ أَجْراً « در این آیه نیز معنا باجمله معنای بی شتری را نیز افاده می کند. بدون شک ر سولان خدا هدایت یافته اند اما ایغال ت شویه و ترغیب در تبعیت از ر سولان را؛136 : بیشپتر کرده و اعلام این مطلب اسپت که پیروی از آنان خسپران ابدی را در پی ندارد )ابن ابی الاصپبع، بی تا، 236 ؛ زرکشپی، 1.)270 : 522 ؛ محسنی، 2 : 273 ؛ یاسوف، 434 ؛ مکی، 3 : معرفت، 5135 ( که در آیات قرآن نیز بس یار به ، درباره ایغال گفته شده است که یکی از صنا یع عظیمالشأن بدیع است )ابن اب یالاصبع 1363کار رفته است. البته این قسم میتواند گاهی با یکی از دو قسم قبلی یعنی تصدیر و توشیا نیز در برخی آیات یکسان باشد.-4-2-9 تمکینتمکین عبارت ا ست از آن که متکلم مقدماتی را فراهم آورد که کلام در مقطع خود به خوبی پایان پذیرد. در آیات نیز آن ا ست کهزمینه آیه به گونهای فراهم شپود که بخش پایانی آن از نظر معنی تناسپب و تعله کاملی با مضپمون آن داشپته و به خوبی در جایگاهشایسته خود استقرار یابد، بدون آنکه ناسازگاری و ناآرامی داشته باشد؛ به گون های که اگر فاصله حذف شود معنا دچار اختلال و فهم؛ دچار اضپطراب می شپود. هم نین اگر قبل از آن سپکوت شپود شپنونده با طبع خود آن را کامل نماید )ابن ابی الاصپبع، بی تا، 224؛446 : 193 ؛ نصار، 120 ؛ ابوالبقاء، 372 ؛ حموی، 2 : 31 ؛ معرفت، 5 :1 ،1473 ؛203 : 107 ؛ سیوطی، بی تا، 2 : 133 ؛ زرکشی، 1 ،1363.) مطعنی، 233 ؛ مؤدب، 120لاَّ تُدْرِکُهُ الأَبْ صَارُ وَهُوَ « 446 (، اما یکی از بهترین نمونههای تمکین آیه : گفته شد ب ی شتر آیات قرآن از نوع تمکین ا ست )حمو ی، 2؛101 ؛ انعام، 173 ( است که در بخش تناسب معنوی درباره آن سخن گفته شد )ر.ک: زرکشی، 1 ( » یُدْرِکُ الأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیر.)01- 199 ؛ لاشین، 69 ؛ 32 ؛ معرفت، 5 :1 ،1473 ؛209 : سیوطی، بیتا، 2أَلَکُمُ الذَّکَرُ وَلَهُ الْأُنثَى، « البته در آیه 22 ( نیز به خوبی میتوان تمکین و جایگیری مناسپپب را - نجم، 21 ( » تِلْکَ إِذاً قِسپپْمَةٌ ضپپِیزَىکه واژهای ناشناخته و غریب نزد عرب است و فقط یک بار نیز در قرآن به کار رفته است از » ضِیزَى « مشاهده کرد به گونه ای که واژهنظر صوتی و لفظی با دیگر فواصل سوره کام لا همآهن و مطابه بوده و از نظر معنایی و محتوایی نیز مناسبت و تعله کاملی با آیه وسیاق دارد. تا جایی که با همه غرابت آن گویا برای همین فا صله خله شده ا ست. ابن اثیر این واژه را از الفاظ غریبه ای میداند که بهدلیل حُسن جایگاهش از زیبایی خاصی برخوردار شده اس ت. چرا که با حرف سجعی که تمام آیات سوره بر آن بنا شده است مطابقتوجود دارند اما » ظالمة « و » جائرة « دارد و هیچ واژه دیگری نمیتواند جای آن بنشیند. و این در حالی است که الفاظ زیباتری هم ونبا آیات دیگر در این جایگاه هماهنگی و تنا سب ندارند و از حرف سجع سوره خا رج ه ستند. اگر گفته شود: )الکم الذکر و له الانثی،تلک اذا قسمة ظالمة( نظم و جریان طبیعی آن مثل گذشته نبوده و کلام مانند شیء نیازمندی است که به تمام شدن احتیاج دارد و.) این بر کسی که ذوق و شناختی نسبت به نظم کلام دارد مخفی نیست )ابن اثیر، 162193مصطفی صادق رافعی نظری عمیهتر همراه با تناسب معنایی افزون تر در مورد این واژه و فاصله بیان کرده است که از دقت نظر اودر قرآن واژهای غریب هست که از آن غریبتر وجود ندارد، اما با این حال هرگز جایگاهی زیباتر از آن ه اکنون در آن « : نشأت میگیرداسپپت. با این وجود، زیباییاش در نظم کلام از عجیبترین و شپپگفتآورترین » ضپپِیزَى « قرار گرفته اسپپپت نخواهد دید و آن کلمهزیباییها ست و اگر هر واژه دیگری را بخواهی جای آن قرار دهی شای ستگی قرار گرفتن در این جایگاه را پیدا نمی کند. چرا که سورهنجم که این واژه در آن واقع شده تمام آیاتش بر فا صل ه یاء)ی( متحد ا ست. پس آن فا صله ای از فوا صل سوره ای قرار گرفته که درحالت انکار بر عقیده عرب است. آنجا که در ذکر بتها و پندارشان در تقسیم اولاد و فرزندان وارد شده است. به طوری که آنان ملائکه وأَلَکُمُ الذَّکَرُ وَلَهُ الْأُنثَى، « : بتها را همراه با دخترانشپان فرزندان خدا می دانسپتند. پس خدای تعالی فرمود پس .» تِلْکَ إِذاً قِسپْمَةٌ ضپِیزَىمیبینیم که غرابت لفظ بیشترین هماهنگی و تناسب را با غرابت تقسیمی که آن را انکار کرده پیدا نموده است و تمام این جمله گویادر شکل نطه و بیان، در درجه اول انکار را و در درجه دوم ت هکم و توبیخ را به تصویر می کشد و این تصویر در بلاغت، بلیغ ترین است.خصوصاً که با واژه ای غریب که در جایگاه فاصله تمکین یافته و حالت توبیخ کننده را در انکارش از کشیدن و حرکت دست و سر با دو، مدی که در آن ا ست به پایین و بالا و صف می کند و با همه اینها غرابت انکار را با غرابت لفظی با هم جمع کرده ا ست )رافعی 1425.)226 ، 153 ؛ عامر 1933در نگاه اول به نظر آید که تمکین همان تو ش یا ا ست ؛ اما تمکین با تو ش یا تفاوت دارد. در تو ش یا معنای فا صله در قسمت قبل ازآن آمده ا ست. به د یگر سخن فا صله از همان معنا یی ا ست که در ق سمت ما قب لش آمده بود؛ اما در تمکین چنین چیزی نیاز نی ست.)224 : )ابن ابیالاصبع، بی تا، 223 ؛ حموی، 1-9-9 انواع ارتباط فواصل با یکدیگریکی دیگر از جلوههای اعجاز فاصله، روابط فواصل است. با دقت و بررسی در آیات قرآن می توان ارتباط فواصل آیات با یکدیگر رادر گونههای زیر دستهبندی کرد:-1-3-3 اتحاد فواصل و متن آیات-2-3-3 اتحاد فواصل، اختلاف متن آیات-3-3-3 اختلاف فواصل، اتحاد متن آیات-4-3-3 فواصل آیات یک سوره-1-4-3-3 فواصل مشترک آیات سوره-2-4-3-3 فواصل متفاوت آیات سوره-3-4-3-3 ارتباط فواصل با سیاق و سوره-1-3-4-3-3 ارتباط از بعد لفظی و صوتی-2-3-4-3-3 بعد معنایی و دلالی-4-4-3-3 ارتباط فاصله آیه اول با محتوای سوره-5-4-3-3 رابطه فاصله آیه آخر با محتوای سوره-5-3-3 رابطه فاصله با آیه بعدبررسپی گونههای مختلف ارتباط فواصپل و ذکر نمونهها، افزون بر روشپن شپدن وجه دیگری از اعجاز و زیباییهای فواصپل، پاسپخبسپیاری از پرسپشها و راز و رمزهای تمکین و قرار و آرامش فواصپل در جایگاهشپان را خواهد داد. این امر را باید به مقالی وسپیعترواگذار کرد.-4 نتیجهگیریاز مجموع مطالب فوق میتوان به این نتایج رسید:-1 فاصله از عواملی است که باعث امتیاز و جدا شدن قرآن از نثر و نظم عرب شده است.-2 اصطلاح فاصله در مقابل قافیه و سجعِ عرب و از خود قرآن اقتباس شده است.-3 عالمان اسلامی از قرن چهارم تاکنون فاصله را وجه یا جزئی از وجوه اعجاز قرآن برشمردهاند.-4 فاصله اعجازی است که در هر آیه خود را نشان میدهد.199-5 عواملی چون بلاغت، هماهنگی و نظمبخشپی، ترکیب لفظ، معنا و موسپیقی، فراهم آوردن امکان ترنم و ترتیل و تسپهیلبخشپپیبرای حفظ باعث اعجاز فاصله شده است.-6 با واکاوی تناسبهای معنوی و لفظی فاصله جلوههای اعجاز آن روشنتر خواهد شد.-0 بررسی انواع و اقسام روابط فواصل، جلوهگری این اعجاز را بیشتر خواهد کرد.منابع.1 ابن ابی الاصبع. عبدالعظیم بن الواحد . بدیع القرآن. ترجمه: سید علی میرلوحی . مشهد : انتشارات آستان قدس رضوی. 1363 ..2 ابن ابیالا صبع , عبدالعظیم بن الواحد . تحریرالتحبیر فی صناعة ال شعر و النثر و البیان اعجاز ا لقرآن . الجمهوریة العربیة المتحدة :المجلس الاعلی لش ون الاسلامیة؟ لجنة احیاء التراث الاسلامی. بیتا ..3 ابن اثیر. نصرالله بن محمد . المثل السائر فی ادب الکاتب و الشاعر . قاهره: دار نهضة مصر. بیتا ..4 . ابن سیده. علی بن اسماعیل. المحکم والمحیط الاعظم. بیروت: دار الکتب العلمیة. 1421.5 ابن عاشپپور. محمدالطاهر بن محمد . التحریر و التنویر، تحریر المعنی السپپدید و تنویر العقل الجدید من تفسپپیر الکتاب المجید .تونس: الدار التونسیة للنشر. 1934 ..6 ابن فارس. احمد بن فارس بن زکریا . معجم المقاییس اللغة . بیروت: دار الفکر. 1399 ..0 ابن معتز , عبداله بن محمد . البدیع فی البدیع . دار الجیل. 1417 ..3 . ابن منظور. محمد بن مکرم. لسان العرب. بیروت: دار صادر. 1414.9 ابوالبقاء , ایوب بن موسی . الکلیات معجم فی المصطلحات و الفروق اللغویة . بیروت: الموسسة الرسالة. بیتا ..17 ابوحسان. جمال محمود . الدلالات المعنویة لفواصل الآیات القرآنیة . عمان: دار فتا. 1431 ..11 ابوزهره. محمد . المعجزة الکبری القرآن . بیجا: دار الفکر العربی. بیتا ..12 ابوزید. احمد . التنا سب البیانی فی القرآن، درا سة فی النظم المعنوی وال صوتی . رباط: کلیة اآیداب/ مطبعة الجدیدة الدار البی ضاء.1992 ..13 ابوموسی. محمد محمد . خصائص التراکیب، دراسة تحلیلیة لمسائل علم المعانی . هفتم . بیجا: مکتبة وهبة. بیتا ..14 ازهری. محمد بن احمد . تهذیب اللغة . بیروت: دار احیاء التراث العربی. 2771 ..15 :)1395( آخوندی. علی اصغر. “بررسی تطبیقی تعاریف فاصله قرآنی.” مطالعات تقریبی مذاهب اسلامی )فروغ وحدت(. شماره 44.96-31.16 . —. فواصل و چگونگی ارتباط معنایی آنها با آیات. تهران: دانشگاه تهران. 1394.10 باقلانی. محمد بن طیب . اعجاز القرآن . قاهره: دار المعارف. 1990 ..13 بنت الشاطی , عایشه عبدالرحمن . الاعجاز البیانی للقرآن و مسائل ابن الارزق دراسة قرآنیة و بیانیة . قاهره: دار المعارف. بیتا ..19 بیومی. السباعی السباعی . الفاصلة و بداعة الاسلوب . بیجا. بیتا ..27 جوادی آملی. عبدالله . تسنیم؛ تفسیر قرآن کریم . قم: نشر اسراء.. 1391 -..21 جیوسی , عبدالله محمد . التعبیر القرآنی و الدلالة النفسیة . دمشه: دار الغوثانی للدراسات القرآنیة. 1420 ..22 حبیشی. فهد بن عبدالله . ری الظمآن فی بیان القرآن . بیتا ..23 حسناوی. محمد . الفاصلة فی القرآن . بیروت: المکتب الاسلامی. 1476 ..24 حموی , ابوبکر بن علی . خزانة الأدب و غایة الأرب . بیروت : دار و مکتبة الهلال، دار البحار. 2774 ..25 خالدی , صلاح عبدالفتاح . البیان فی اعجاز القرآن . عمان: دار عمار. 1939 .277.26 خرقانی. حسن . زیباشناسی قرآن از نگاه بدیع . مشهد: دانشگاه علوم اسلامی رضوی. 1392 ..20 خطیب. عبدالکریم . اعجاز القرآن فی درا سة کا شفة لخصائص البلاغیة و معاییرها )الاعجاز فی مفهوم جدید( . بیروت: دار المعرفة.1395 ..23 دغامین , زیاد خلیل محمد . اعجازالقرآن و ابعاد الحضاریة فی فکر النورسی، عرض و تحلیل . ازمیر : دار النیل. 1419 ..29 راغب اصفهانی . معجم مفردات الفاظ القرآن . بیجا: دار الکاتب العربی. بیتا ..37 رافعی , مصطفی صادق . اعجاز القرآن و البلاغة النبویة . هشتم . بیروت: دار الکتاب العربی. 1425 ..31 رافعی. مصطفی صادق . تاریخ آداب العرب . بیروت: دار الکتاب العربی. بیتا ..32 رشیدرضا. محمدرشید بن علی رضا . تفسیر القرآن الکریم )التفسیر المنار( . الهی ة المصریة العامة للکتاب. 1997 ..33 رمّانی. علی بن عیسپی. خطابی و عبدالقاهر جرجانی . النکت فی اعجاز القرآن. فی ثلاث رسپائل فی اعجاز القرآن . دوم . قاهره: دارالمعارف. 1330 ق ..34 زحیلی. وهبة بن مصطفی . التفسیر المنیر فی العقیدة والشریعة والمنهج . دمشه : دار الفکر المعاصر. 1413 ..35 . زرکشی. محمد بن عبدالرحمان. البرهان فی علوم القرآن. جلد دوم. بیروت: دار المعرفة. 1415.36 سیبویه. عمرو بن عثمان. الکتاب. بیجا. بیتا..30 سید قطب. ابراهیم حسین . التصویر الفنی فی القرآن . شانزدهم . قاهره: دار الشروق. 1423 ..33 سیّد. خضر . الفواصل القرآنیّة - دراسة البلاغیة . بیجا: مکتبة الآداب.. 1437 ق ..39 سیوطی. جلال الدین. الاتقان فی علوم القرآن. بیروت: دار الجیل. بیتا..47 . —. معترک الاقران فی اعجاز القرآن. بیروت: دار الکتب العلمیة. 1473.41 صغیر. محمد حسین علی . الصوت اللغوی فی القرآن . بیروت : دار المورخ العربی.. بیتا ..42 طوسی. محمد بن حسن . التبیان فی تفسیر القرآن . مکتب الاعلام الاسلامی. 1479 ..43 عامر. فتحی احمد . فکرة النظم بین وجوه الاعجاز فی القرآن الکریم . اسکندریة: المعارف. 1933 ..44 عباس. حسن فضل . اعجاز القرآن الکریم . عمان: بیجا. 1991 ..45 عسکری. حسن بن عبدالله . الصناعتین: الکتابة و الشعر . بیروت: المکتیة العنصریه. 1419 ..46 عمری. احمد جمال . مباحث فی اعجاز القرآن الکریم . مکتبة الشباب. 1932 ..40 غازی. محمود احمد . المدخل الوجیز الی دراسة الاعجاز فی الکتاب العزیز . بیروت : دار البشائر الاسلامیة.. 1431 ..43 فراهیدی. خلیل بن احمد . کتاب العین . قم: انتشارات هجرت. 1417 ..49 . فیروزآبادی. محمد بن یعقوب. القاموس المحیط. جلد هشتم. بیروت: مؤسسة الرسالة. 1426.57 قاضی عیاض. عیاض بن موسی یحصبی . الشفاء بتعریف حقوق المصطفی . دوم . عمان: دار الفیجاء. 1470 ق ..51 قیروانی. حسن بن رشیه . العمدة فی محاسن الشعر و آدابه . دار الجیل. 1471 ق ..52 . کوّاز. محمد کریم. الاسلوب فی الاعجاز البلاغی فی القرآن الکریم. جلد اول. بنغازی: دار الکتب الوطنیة. 1426.53 لاشین. عبدالفتاح . من اسرار التعبیر القرآن، الفاصلة القرآنیة . ریاض: دار المریخ للنشر. 1472 ..54 مبرد. محمد بن یزید . الکامل فی اللغة و الادب . قاهره : دار الفکر العربی. 1410 ..55 مرسی. کمال الدین عبدالغنی . فواصل الآیات القرآنیة . اسکندریة: المکتب الجامعی الحدیث. 1427 ..56 مطعنی. عبدالعظیم ابراهیم محمد . خصائص التعبیر القرآنی و سماته البلاغیة . بیجا: مکتبة وهب. 1413 ..50 معرفت. محمد هادی . التمهید فی علوم القرآن . قم: موسسه تمهید، ذوی القربی. 1336 .271.53 مکی. ابن عقیلة . الزیادة و الاحسان فی علوم القرآن . . اول. بی جا: مرکز البحوث و الدراسات جامعة الشارقة. 1420 ..59 ملکیان , محمدباقر . بدیع القرآن . تهران؟: دار الاسوة. 1333 ..67 مؤدب. سیّد رضا . اعجاز قرآن در نظر اهل بیت عصمت و بیست نفر از علمای بزرگ اسلام . قم: احسن الحدیث. 1309 ..61 نصار. حسین . الفواصل . قاهره: مکتبة مصر. 1999 ..62 هاشمی. سید احمد . جواهر البلاغة فی المعانی و البیان و البدیع . قم: انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه. 1307 ..63 یاسوف. احمد . دراساتٌ فنیةٌ فی القرآن الکریم . دمشه: دار المکتبی. 1420 .

https://www.sbu.ac.ir/Res/QURAN/Documents/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%DA%86%D9%87%20%DA%86%DA%A9%DB%8C%D8%AF%D9%87%20%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA%20%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85%DB%8C%D9%86%20%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%20%D8%A7%D8%B9%D8%AC%D8%A7%D8%B2%20%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%20%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%85.pdf

https://www.sbu.ac.ir/Res/QURAN/Documents/%d9%85%d8%ac%d9%85%d9%88%d8%b9%d9%87%20%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa%20%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%84%20%d9%87%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%20%d9%be%d9%86%d8%ac%d9%85-%d8%ac%d9%84%d8%af3-%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa%20%d9%be%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%b1%db%8c%20--28-7-98.pdf

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی